تبلیغات
خدای من - ما بی حجاب نبودیم!
 
درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




چاره چیست؟!

این رسم در آفرینش هست که پدران اگر انگور ترش بخورند،دندان فرزندان کند میشود،اما....

این رسم هم هست که آدمی،امروز،تمامی دیروز خود را به فراموشی میسپارد و از یاد می برد.تصور اغلب ما این است که ما اینجایی هستسم،برای اینجا آفریده شده ایم و هرچه هست همین جاست!

چه کسی یادش هست آن روز ها را که ما ملک بودیم و فردوس برین جایمان بود؟!و.....بعد به خطایی مستأجر این خراب آباد شدیم.

آری،گذشت زمان،نسیان می آورد و فراموشی خصیصه ی آدمی است.

این هفدهم دی(حالا فرض کنید هفدهم دی ه!)داغی بود بر دل نجابت.قلب حیا خون شدوقتی که این روز خودنمایی کرد.فغان عفاف برخایت وقتی که این روز در تقویم نشست.

ما بی حجاب نبودیم.نجابت،پوست تنمان شده بود و عفاف،همسایه ی دیوار به دیوار دلمان!حیا،درخت ریشه دار حیاتمان بود که هرچه شاخه های آن را می بریدند،بارورتر و تنومندتر میشد.

یک روز،به زور برخی از مادران ما را به نمایش بردند و از آنها بازی خواستند.وقتی نمایش تمام شد،بازیگران یادشان رفت از نقش بیرون بیایند،یادشان رفت ماسکها و نقابهای تحمیلی را بردارند،و بعد.....فرزندانشان خیال کردند که هرچه هست طبیعی است،همان باید باشد.

و این شد که حجاب که فطری و طبیعی دختران و زنان ما بود،اضافی و تحمیلی و غیرطبیعی جلوه کرد و بی حجابی که منافات داشت با فطرتو طبیعت عفاف آسای دختران و زنان،طبیعی تلقی شد.

و ما هنوز گرفتار این مصیبتیم که دست هایی از درون و بیرون مرزها،زنانمان را به نمایش میخوانند...

       ما اکنون نیازمند کندن نقاب های دروغین و بازگشت به اصل پاک و بی آلایش خویشتنیم! 

 

                                                                                   سید مهدی شجاعی





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : این روزها، این حرف ها، عجیب بوی غربت میدهند!،
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/02/31 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()
یکشنبه 1396/06/26 01:46
I quite like reading a post that can make people think.
Also, thank you for allowing for me to comment!
پنجشنبه 1396/06/16 08:05
Hey there! Would you mind if I share your blog with my
zynga group? There's a lot of people that I think would really enjoy your content.

Please let me know. Many thanks
سه شنبه 1390/03/10 09:17
این روزها، این حرف ها، عجیب بوی غربت میدهند!
مرسی...
یکشنبه 1390/03/8 10:18
دوشنبه 1390/03/2 16:11
خدا خیرتون بده یكی بالاخره گفت این حرفا رو البته فكر كنم سید مهدی گفته شما نوشتید
یکشنبه 1390/03/1 18:37
بسیار هورا داشت هم به نویسندش هم به شما!!!
شنبه 1390/02/31 16:13
خیلی جالب بود موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر