درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




با سلام!

به همه ی اونایی که وبلاگ نمیان،حتی اونایی که میان!به روی ماه بلاگ،از "به نام خدا" ش گرفته تا تیتراژ فوق العادش که تو همه ی تنهایی ها برای بلاگ میخونه و تنهاش نمیذاره

چند وقتیه احساس میکنم اینجا بیشتر بوی سایه میده،از بس که بعضیا یواشکی میان میرن که کسی نبینتشون!

کلا" امیدوارم که "این نیز بگذرد!"

بعضی وقتا هست که آدم با وجود هزار تا کاری که ریخته روسرش،حوصلش سر میره(یعنی بی حوصله میشه!)انگار اون کارایی که باید انجامشون بدی در نظرت کوچیک میان و راضیت نمیکنن!بعد همین میشه که بقیه فکر میکنن تنبلی.....

هوا هم که خیلی گرمه و آدم همه ی انرژیش بخار میشهکاش میشد تابستون یهویی بگذره(البته اینو الان که نمیرم مدرسه میگما!چون اونموقع ها گرما به صرفه تر از مدرسه رفتن بود!)

دنیا هم که این روزا خیلی ناآرومه و همش بی تابی میکنه!نمیدونم کی قراره آرامش برگرده!یه مثال کوچیک از این همه ناآرومی،دختریه که نه تنها دنیاش،بلکه درونش،قلبش هم نا آروم و طوفانیه.....اینکه باید ببخشه یانه؟!

شاید با همه ی این وضع نابسامانش داره خدارو شکر میکنه که حالا چشمی نداره که مجبور باشه نگاه های ترحم آمیز مردم رو تحمل کنه!

بعضی چیزا هم مثل قبل جریان داره.بچه های زیادی هنوز سر چهارراه دارن فال و آدامس ومیفروشن.اونا که طاقت گرما ندارن!خدایا خودت خنکشون کن!بیزحمت لایه ی اوزون بالای سرشون رو هم سالم کن که مریض نشن

بعضی فکرا هم که مثل همیشه تو سر آدم رژه میرن

اینایی که گفتم،هر چقدر هم پراکنده،گفتم که "خدای من"بدونه.نه که ندونه ها!خواستم خودمو مطمئن کنم که میدونه....

راستی گفتم آمنه،یاد حرفای استاد سر کلاس تفسیر افتادم.از صبر ایوب میگفت.میگفت که حضرت ایوب(ع)4000تا گاو،4000تا شتر،4000تا گوسفند،4تازن با 14تا فرزند(اینا رو از قسمت آموزندش استفاده کنید،نه بدآموزیاشو)با40000هکتار ملک و اینا داشته که همه ی دام هاش طی مراحل پشت سرهم تلف میشن،بعد املاکش نمیدونم چی میشه همه رو از دست میده،بعد 3تا از خانوماش ترکش میکنن(نه اینکه بی وفا باشنا حتما" میخواستن خرج حضرت ایوب کمتر بشه)بعدشم اون یه خانومش فوت میکنه.ولی تو همه ی این شرایط،حضرت ایوب همش به خدا میگفته:"راضیم به رضای تو!"

حالا اگه وقت کردین،تیکه های این پازل(مجاز از پست)رو کنار هم بچینید شاید یه تصویر درست شد!





نوع مطلب : موضوع آزاد، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1390/03/9 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()
سه شنبه 1397/02/11 06:33
Hi, for all time i used to check webpage posts here early in the dawn, for the reason that i
like to learn more and more.
پنجشنبه 1396/06/16 09:45
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just too excellent.
I actually like what you've acquired here, certainly like what you're stating and the
way in which you say it. You make it enjoyable and
you still care for to keep it sensible. I cant wait to read far more from
you. This is actually a terrific website.
دوشنبه 1396/05/30 13:01
Please let me know if you're looking for a article
author for your blog. You have some really good posts and
I think I would be a good asset. If you ever want to
take some of the load off, I'd absolutely love to write some articles for
your blog in exchange for a link back to mine. Please blast me an e-mail if interested.

Regards!
جمعه 1396/04/9 18:13
excellent issues altogether, you just received a new reader.

What may you suggest about your put up that you
made some days ago? Any positive?
پنجشنبه 1390/03/12 10:18
دنیا هم که این روزا خیلی ناآرومه و همش بی تابی میکنه!نمیدونم کی قراره آرامش برگرده!
این جملتون اصل بحث بود به نظر من.....
ولی این آرامش دیگه برنمیگرده.......
مطهره حاجی حسینیمرسی از نظرتون

ولی آدم به امید زندست!شایدم برگشت!ایشاللا برمیگرده
چهارشنبه 1390/03/11 16:35
خداییش خوب پراکنده گفتی خوبم درکت کردم چون عین همینایی که گفتی پراکنده و در هم فک میکنم
اینم خیلی خوب گفتی که :(دنیا هم که این روزا خیلی ناآرومه و همش بی تابی میکنه! ) واقعن گوشتو هرجای این دنیا که بذاری صدای کمک خاستن میشنوی!فک کنم خدا هم واسه همین هی تکونش میده تا آروم بگیره اما آروم نمیگیره و زلزله هاش بدتر داغون میکنه!
راستی کجای این پستت گفتی آمنه؟؟؟؟!!!!!!!؟؟؟؟
مطهره حاجی حسینیآخه مگه من بدم میگم؟!
چه بامزه گفتیا!بابا خدا بچه داری بلته ها!مثه تو كه نیس بزنه بچه رو بكشه!

آمنه هم نكته انحرافی داستان بود،آفرین خوب حواست جمعه ها
سه شنبه 1390/03/10 23:53
پستت بدجور به دل نشست،مثل همیشه شیرین نوشتی هرچند از تلخیا گفتی!شاید به ظاهر پراکنده بود اما واقعن نبود!دل نگرانیات واسه گره های ریز و درشت پیشونی دنیا دوست داشتنی و صادقانه بود!
و بعضی از حرفات منو یاد این حرف فریدون انداخت:
آفتاب از این همه دل مردگی ها روی گردان است
بال پرواز زمان بستست
هر صدایی را زبان بستست
زندگی سر در گریبان است!
مطهره حاجی حسینیوای خدا!آخه شام بخوریم یا خجالت؟؟؟؟!قلبم قلقلكش اومد!

هرصدایی را زبان بستست....وصف حال منه انگار!
مرسی دوست دوست داشتنیم(ماچ)
سه شنبه 1390/03/10 17:09
خیلی هم پخش و پلا نبودا بیشتر از خیلی بود:دی
اینجا منظورتون من و هادی که نبودیم سایه میایم:دی من که مث شیر روزی 1 ساعت اینجام اما چون از کپی پیست خسته شدم باید یه چیزی تراوش کنه تا بنویسم نمیکنه:دی
بعدش در مورددنیا و جریان داشتن بعضی چیزا و .... و....... (بخونید غیره و غیره:دی)
هم خوب حق با شماس اما از ماها جز کمک به همین مجموعه ها مث مجموعه امام علی کاری بر نمیاد خوب ایشالله که درس میشه !!!!
ولی در نهایت خدایا با همه خوبیها و بدیهای دنیات شکککککککککککککککککککر
مطهره حاجی حسینیپس شما اینجا مواظبید كسی خش نندازه رو پستا دیگه؟!خدا خیرتون بده!
آخه یه كارایی هم كه ازمون برمیاد رو دریغ میكنیم خیلی وقتا!
آره شكر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو