تبلیغات
خدای من - امتحان
 
درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




این كه یه مدت زیادی آدم حرف نزنه دو تا معنی میتونه داشته باشه؛یا حرفی واسه گفتن نداریو«همه چی آرومه،من چقد خوشحالم»  یا اینكه انقد حرف داری كه نمیدونی از كجا باید شروع كنی،از كجا باید خودتو سبك كنی

این همه ندونستن باعث میشه آخرش بی خیال هرچی گفتنه بشی و بذاری گفتنی های ناگفته بازم تلنبار بشه روی ناگفته های قبلی تو خزینه ی دلت

اومدم كه گله كنم،اومدم كه بگم خدا هم انگار این روزا دنبال سوژه های بكر و جدید میگرده واسه خدا نمایی! واسه به رخ كشیدن خداییش

هرچی بیشتر بی خیال خدا بوده باشیو باری به هرجهت؛خدا بیشتر میتونه مهربونیشو خرجت كنه و نشون بده خدای بزرگ كه میگن همینه،در حقت كارای بزرگ میكنه،نخواسته حتی هنوز از دلت رد نشده واست مهیا میكنه،همه چیزو ردیف میكنه

آره دیگه انصافا اینجوری همه میگن عجب خدای مهربونی!معجزه كرده!

 

آره؛ «با خدا باش و پادشاهی كن،بی خدا باش و هرچه خواهی كن» هم دیگه رفته قاطی افسانه ها!این روزا بیشتر این به چشم میخوره:هم هرچه خواهی كن،هم پادشاهی كن

دیگه واسه ی خدا هم ارزش ها بی ارزش شدن،دیگه خدا حوصله ی نجواهای همیشه ی بعضی آدمای تكراری رو نداره،خودشو میزنه به نشنیدن بعدشم مشغول از اونا بهترون میشه،میگه اینا رو ول كن تكراری شدن،یا تو راه من میمونن كه در این صورت وظیفشونه؛آخرشم از الكی «هركه در این بزم مقرب تر است     جام بلا بیشترش میدهند»میچسبونه بهشونو اسم همه بدبختیاشون میشه امتحان الهی!اونم وسط سال!بی خبر!موقعی كه اصلا وقت امتحان نیست!بدون اعلام قبلی،بدون بنیه ای،بدون انگیزه ای،هیچی!اونم چه بی عدالت كه فقط همیشه یه عده باید امتحان شن!

داشتم میگفتم؛خدا در ادامش میگه؛یا هم كه تو راه من دووم نمیارنو قهر میكنن میرن.....

كه در این صورت منم اسمشونو جزو مردود شده ها رد میكنم....انقدر تجدید بشن تا جونشون در بیاد.....دمار از روزگارشون در میارم .عوضش كیف میكنم كه دل شكسته و بدبخت ببینمشون!نمیدونما،اما خیلی كیف میده،انگار ته دلت قنج بره!

و باز هم مصیبت....ایندفعه مصیبتی كه عقوبت اعمال نا شایستت بوده

البته چیزایی كه واسه تو اعمال ناشایست محسوب میشه اصلا دلیل نداره كه واسه«از ما بهترون» هم ناشایست باشه ها

اشتباه نكن!قضیه اونا كاملا فرق داره حالا اگه جزء اونا نیستی پس تو هم قاطی «فرامش شدگان»محسوب میشی وشاید ذهنت بگرده به سمت اجباری بودن زندگی و اینكه از اولش هم اختیاری در كار نبوده!

آره؛ این روزا قضیه اینه،نمیدونم كسی كه نهایتا زورش میرسه واسه بدبختیای خودش گریه كنه و غصه بخوره،از ته دلش میتونه واسه بزرگای عاشوراهم گریه كنه؟؟؟؟؟؟اصلا میتونه به بقیه هم فكر كنه؟

واقعا میشه؟!من كه سراغ ندارم!این روزا نه تنها خندیدن،بلكه میشه گفت گریه كردن هم دل خوش میخواد

اینا رو هم فكر كنم فقط واسه خودم گفتم  همینجوری،پراكنده از ذهن آشفتم

آخه خدا این جاهای تكراری رو هم فراموش كرده!این روزا دور دوره فیس بوكه....





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1390/09/11 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()
شنبه 1396/04/24 23:11
I have been exploring for a little for any high quality articles or blog posts in this
kind of area . Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this website.
Studying this info So i'm satisfied to show that I have an incredibly excellent
uncanny feeling I found out just what I needed. I most indubitably will make certain to
do not disregard this site and give it a look on a continuing basis.
پنجشنبه 1396/01/24 22:38
Helpful information. Fortunate me I found your website unintentionally, and I am surprised why this accident did not took place in advance!

I bookmarked it.
شنبه 1390/09/26 11:38
حیف که منم به همون حالتی که اول پست گفتی دچار شدم,وگرنه واست کامنت میذاشتم بلندتر از پستت, خوب گفتی ,بخصوص فیس بوکو (میگم تو اونورا نمیرفتی)بماند که یه جاهاییشو بی انصافی کردی........
دوشنبه 1390/09/14 17:03
اولش سلام:دی دوما جایی که بنده خدا فراموشش نکنه خدام فراموشش نمیکنه بخواد میتونه محوش کنه همینکه نکرده حتما حکمتی داره!!شاید گفتن درد و دل بعضیا با خدا اما به نظرتون یکم بی انصافی نشده؟؟؟همین تازگی ها بودش این همه راجع به خوبیه خدا نوشتین سه حالت داره یا همشو ازتون گرفته که هنوز زنده اید و سالم پس حداقل یکیش مونده یا همشو دارین که هنوز این همه خوبیه..یا اینکه نگرفته ولی یکی در گوش آدم هی وز وز میکنه که نیگا کن چه بدبختی هر روز مصیبت هر روز داستانو اینا...وای که چقد دلمون میخواد وز وزی نباشه........به هر حال روی منبر نمیخوام برم انقدر منبری داریم این شبای عزیز که همش یکی میره بالا منبر و شروع میکنه داستان میسازه از کربلا مث هری پاتر....و کلی چیزای دیگه.....اما خوب اصن بذارید منم یه پست میرم توش میگم جا نمیشه:دی
جمعه 1390/09/11 23:31
سلام خانومی. از تو توقع نداشتم که اینقدر کفر بگیدختر تو که وبلاگت خدایی بوده و هست. خدا هیچوقت نا عادل نبوده و نیست. خیلی از سختیهای زندگیت هم امتحان نیست بلکه شاید اگر طوری که میخواستی میشد به صلاحت نبود و دیگه اینکه به نظر من99درصد مشکلات زندگی را خودمون با اشتباهاتمون برای خودمون درست میکنیم یا دیگران باعثش میشن و خدا دخالتی نداره و دیگه اینکه فکر میکنی خدا به انهایی که باهاش نیستن بیشتر یاری میرسونه این ظاهر امره خیلیها را خدا این دنیا راحت میذاره باشن و جزای کارشون را به ان دنیا واگذار میکنه که عقوبتش خیلی بدتره.
قربون امام حسین برم که اگر دلت باهاش باشه هر چی هم مشکل داشته باشی در مصائبش گریه خواهی کرد شک نکن
گاهی خداوند دربها را میبندد و پنجره ها را قفل میکند !!!

چه زیباست اگر فکر کنیم شاید بیرون طوفان می آید ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر