درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




سلام به همه!!
چه روز های خوب و بدی رو کنار یا دور از هم که نگذروندیم!
بعضیا همش دلمون واسه هم تنگ میشه و بعضی وقتا دور بودن میشه عادت آدما....عادتی که به نظرم تلخ ترین عادت هستش! بودن هیچ کس تو زندگی ما نباید بی ارزش بشه......ینی وقتی کسی ارزش بودنش رو از دست داد دیگه بهتره نباشه....خیلی ها معتقدن که هر کسی بالاخره یه روز همه ی دور و بری هاش عادی میشن براش........
دیشب داشتم به قدیم تر ها فکر میکردم.......به من نوعی....... که چه زندگیی داشتم....آیا دلتنگ دوستام شدم یا خیر؟ متاسفانه دیدم در قبال بسیاری از دوستام رفتار خوبی نداشتم، البته معنی این بدرفتاری هم نمیتونه باشه. صرفا یه حس که کاشکی روزای با هم بودن ادامه دار تر می بود.البته خب مشغله و کار و زندگی هم بخشی از روند زندگی ماست که باعث میشه هم رو کمتر ببینیم. اما انقدر این رو مطرح کردیم که یادمون رفته خیلی چیز ها رو.......برای مثال آقا محسن(بله چاووووووشی!!!!) میگه که : آهای فرصت کم، آهای راه دراز..... بله همه ی فرصت های کمی داریم برای پیمودن راه های بسیار طولانی. این میتونه باعث شه ما از خیلی چیزها یا خیلی کس ها بگذریم و دیگه برنگردیم که نگاهشون کنیم. خب پس چاره چیه؟ 
مطمئنا همه قبول داریم که وجود هیچ کسی ابدی نیست......پس فقط یه راهی هست که به نظر من میرسه......محبت رو برای هر کسی که باهاش ارتباط داریم در حد لازم داشته باشیم. طوری نشه که بعدا بگیم کاش الان بود که فلان کار رو براش میکردم. حالا این یکی، میتونه یکی از عضوهای خانواده باشه، میتونه یه دوست چند ساله باشه، یا حتی یک آدم که برای یک لحظه توی نگارخونه ی زندگی ما عبور می کنه!در کل بحثی که واضحه اینه "نام نیکو گر بماند ز آدمی //به کزو ماند سرای زر نگار" . نذاریم کسی بره بعدش دلمون برای خاطراتش تنگ شه! اینطوری نشه که تا عزیزی از دست نره قدرش رو ندونیم!

پ.ن 1: نتیجه اخلاقی اینه که درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی //جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را!
پ.ن2: میدونم نتیجه اخلاقی به متن بی ربطه!!اما خداییش میتونه یه نتیجه ی مفید اخلاقی برای جامعه باشه
پ.ن3: دوست داشته باشیم و کاری کنیم دوستمون داشته باشن......

در پایان: 

"  به دیدنم که میای برام ستاره بیار/// چراغ اول این شبو تو روشن کن "




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1393/10/11 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
پنجشنبه 1394/09/26 21:25
گفتی محسن و منو یاد یه دوست قدیمی انداختی
علاقه به محسن یکی از بهترین یادگارهاش بود واسم...
میلاد اورعیمخلصیم داش هادی:دی ولی خود کرده را تدبیر نیستتتتتتتتت!!!


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic