درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




یك زندگی از زندگی ام طلبكارم!قیمتش نجومیست و صفرهایش بیشمارند.
هرچه توانستم شرخری كردم اما طلبم وصول نشد كه نشد!عطای وصول این طلب را به لقایش بخشیدم


ولی دیروز چك زندگی ام را برگشت زدم به این امید كه عبرتی باشد برای سایرین یا....یا لااقل دلم خنك شود!

.....


امروزاین نامه را از زندان برایت مینویسم،كاش «من»از «زندگی»ام جدا بودم!
از زندان كه بیرون بیایم بلافاصله به دادگاه خانواده میروم و درخواست طلاق میدهم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1390/10/26 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()

حكمت بازی های كودكانه را حالا میفهمم

«زوووووو» تمرین این روزهای نفسگیر بود!


من از همان اول هم بازنده بودم.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1390/10/18 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()

همانطوری كه میدونید،یا شاید هم نمیدونید؛در آستانه ی ثبت نام كاندیداهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی قرار داریم.و من هم از اونجایی كه اصلا آدم تك رو و زیر آب زنی نیستم؛قصد دارم اطلاعاتم رو در طبقه ی اخلاص به شما ارائه بدم تا امتیاز مث+بت تری نسبت به بقیه كسب كنید و با دست پر برید واسه ثبت نام.چون همونطور كه «هر ایرانی،یك رأی» در همون راستا هم:«هر ایرانی،یك نامزد»میتواند باشد!و این اصلا هم مسئله ای نیست كه ربطی به سوات(!)،اخلاق،سن،دین و اینا  داشته باشه!به قول معروف:«ورود برای عموم آزاد است!»

اگر به حرفم شك دارید یه سر به حوزه های ثبت نام بزنید!

خودم هم قبول دارم برای من و شمایی كه تمامی ویژگی های مثبت ذكر شده در بالا را دارا هستیم(!)كار كردن بین جمعیت كثیری كه اكثرشون ممكنه این ویژگی ها رو دارا نباشن(!)خیلی سخت خواهد بود،بلكه هم بیشتر!ولی خب چه میشه كرد؟!چه ها میكنه این عقش به وطن!

فرمی را كه هم اكنون به دستم رسیده به دست شما میرسونم تا دست به دست بشه و امشب كسی دست خالی از اینجا نره!!!((حالا اینكه این فرم چه جوری به دست من رسیده؛بماند!ولی خدایی مدیونید اگه راجع به من یا مسئولین فكر بد كنید؛حالا هرفكری،اعم از درز كردن سؤالا به بیرون!پارتی بازی!و......))

این فرمی كه گفتم یك سری آیین نامه داره كه اول به اونها اشاره میكنم و در ادامش یك سری جاهای خالی داره كه باید«جاهای خالی را با دانش خود كامل كنید»!نگران نباشید؛من نه برای رساندن تقلب بلكه به عنوان پیشنهاد جواب های پیشنهادی خودم را هم برایتان مینویسم،شما خواه پند گیرید خواه ملال!

این شما و این هم فرم:

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نماینده ی آینده ی محترم؛با عرض سلام و خوش آمدید!موارد ذكر شده در ذیل را با دقت مطالعه فرموده و پس از پر كردن اطلاعات مورد نیاز،ذیل فرم را به منظور تأیید و قبولی تمامی موارد امضا بفرمایید.برای عزیزانی كه سوات(!)ندارند،زدن انگشت كفایت میكند!

ورود به اینجا(مجلس شورای اسلامی رو عرض میكنم)هم مثل ورود به سایر اماكن عمومی آداب مخصوص به خودش را دارد كه در مورد رعایت آنها،همه با هم،مثل هم اند«حتی شما دوست عزیز»!

در ادامه به چند نمونه از این موازین اشاره میشود.خواهشمند است در اجرای همه ی قوانین همكاری لازم را با ما داشته باشید تا به خواست خدا مجلس گل و بلبلی داشته باشیم!

الف)حتما قبل از خروج از منزل وضو بگیرید!

ب)با نیت وارد شوید.البته نیت خودش دو نوع دارد:نوع اول و نوع دوم!نوع اول را زبونی و نوع دوم را زیر زبونی گویند.كه این دومیه را باید روزی 3مرتبه،قبل از غذا،بعد از غذا،وسط غذا،همراه با آب فراوان میل كنید كه میكنه به عبارتی..... روزی9بار!    نفر بعدی لطفا!

ج)با پای راست وارد شوید

تذكر:گفتنی است تجربه نشان داده كه جدی نگرفتن این بند از قوانین(كه متأسفانه به دلیل بدآموزی بعضی فیلم های این ور آبی به وجود آمده!)خسارات جبران ناپذیری را به بدنه ی مجلس و نمایندگان محترم وارد ساخته!از جمله:سقوط نماینده ی خاطی با مخ در كف صحن علنی مجلس و حتی در بعضی مواقع صحن غیر علنی!كه منجر به آبروریزی و خنده ی همگانی و انعكاس در رسانه های غربی شده!

د)و در آخر اینكه :در تمام طول این مدت(4سال یا شایدم بیشتر) از كارهایی كه باعث باطل شدن وضو و عضویت شما میشود اجتناب كنید!

پی نوشت:نمایندگان آینده ی محترم؛خودمان هم میدانیم عمل به این بند واقعا سخت است و نامردی!لذا همدردی ما را از دور پذیرا یاشید

در نهایت شما هم باید به رسم هر 4ساله لیست همه ی دارایی ها و ندارایی های خود را در كمال صداقت به ملت ارائه دهید تا هیچ شبهه ای باقی نماند و ملت فهیم هم بفهمند كه شما بعد از اتمام خدمت خود،با همین ها و حتی آس و پاس تر(!)راهی منزل خود میشوید.باشد كه پشت سر شما حرف در نیاورند و خدمت صادقانه ی شما را از ته دل باور كنند!

(راهنمایی:آنچه میخوانید جواب های خودم است به مسئولین كه به عنوان نمونه براتون زیر نویس میكنم:

لیست دارایی هام:سایر وسایل+یك دستگاه كلید طلایی به همراه سند 6دانگ منگوله دار،متعلق به یك عدد ورژن قدیمی مزمز(كه بیگانگان مزدور،به آن مزدا تیری(!)گویند)كه آن را هم یكی به من كادو داده،و گرنه ما كه از این پولا نداریم.البته به دلیل اینكه قرار است به زودی ما آدم مشهوری شویم؛عده ای از طاعنان و معاندان و حسودان،نقشه ی شومی كشیدند برای سرقت بخشی از این مزمز قناری كه خوشبختانه با تلاش شبانه روزی سربازان گمنام و دوربین های مداربسته،طی یك عملیات انتحاری ناكام ماندند!

فرماندهی پلیس بزرگ(راه) ادعان داشته:‎‏‏‎نامبرده ها هم اكنون اسیر چنگال قانونند.وی همچنین خاطر نشان كرد:نام نبرده ها هم شناسایی شده اند كه به همین زودی ها طی چندصد سال آینده حتما دستگیر میشوند!بینندگان محترم؛گفته باشم؛حتی اگر دستگیر هم شدند(كه بنده بعید میدونم!) از ما توقع نداشته باشید اسامی آنها را فرتی مثل مفسدان اقتصادی فاش كرده و آبروی خلق خدا را بریزیم!شما فقط خونسردی خود را حفظ كنید!قبول؟

لیست ندارایی هام:به لطف خدا؛همه چی هست!یه لقمه نونی در میاریم.به اندازه ای كه شرمنده ی شكم خانوم بچه ها نباشیم!چون ما اصلا از اون خونواده هاش نیستیم كه هی ناشكری كنیم و غر بزنیم!حالا برفرض كه من هزار و یك چیز هم نداشته باشم؛نباید بیام همه جا جار بزنم كه!والللا!

تا همین جاشم گفتم كه ملت بدونن منم از درون خودشون جوشیده ام(!)من از ملتم---متعلق به ملتم!


اینجانب:.....فرزند:.....متولد:.....صادره از:......ساكن:.......پس از خواندن آیین نامه و مقررات و قبول تمامی موارد(حتی آن مورد دال!)؟دادن آزمایش HIV؟گذراندن دوره های آموزشی فشرده و به هم چسبیده و البته دادن تست IQ(كه هیچكدام را هم قبول نشدم!)و......خلاصه بدون هیچ گونه پارتی بازی و رشوه پردازی و ضمن اجازه ی بزرگای مجلس(!)خواهان ورود به مجلس عزیزمان هستم!


                                                                         امضا:باقی بقایتان!جانم فدایتان!


پی نوشت1:دوسنتان نماینده ی آتی محترم!ببخشید كه فرم طولانی بود و بس جانفرسای!بالاخره 4سال عمر مملكت الكی كه نیست!نباید هیچگونه سهل انگاری ای صورت پذیرد!

پی نوشت2:درست حدس زدید!بله با شما هستم!اگر بعضی از قسمت های این پست برایتان آشنا بود،به دلیل این است كه این آدم های (بووووق!)فرمشان را از روی یكی از پست های نوستالژیك من تقلب كرده اند!همین چند روز پیش كه داشتم پست هایم را ورق(!) میزدم به این نكته پی بردم! 





نوع مطلب : مناسبت ها، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/10/10 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()
سلام

یکی از اتفاقات خوبی که اخیرا برای من افتاد آشنایی با دوست روزنامه نگاری بود که به قول یکی از دوستان اگه از دنیای مطبوعات بگیرنش نصف مطبوعات میخوابه!!!

این دوست نازنین ما آقای عیسی محمدیه که وبلاگ جالب و پر محتوایی داره ،لینک بلاگش رو هم گذاشتم
پیشننهاد میکنم یه سر بزنید،مشتری میشید

دنیای ما روزنامه نگاران 



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1390/10/8 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()

شب یلدایی نشستیم دور هم کلی تریپ ادب و فرهنگ برداشتیم و یه دیوان حافظ هم گذاشتیم رو میز قاطی خوراکی ها بلکه حافظ هم تو جشنمون سهیم باشه!البته بعد دیدیم کتابش کوچیکه زیاد به چشم نمیاد،یه شاهنامه ی فردوسی که کلی ابهت داشت و دم دست بود رو هم گذاشتیم کنارش!که لااقل این دو تا با هم سرگرم باشن.بالاخره فردوسی هم دل داره،کلی زحمت کشیده،به قول خودش:"بسی رنج بردم در این سال سی..."

دیگه حسابی که به شکممون رسیدیم،خواستیم زنگ پایان شب رو بزنیم ولی همگی یکصدا از دیوان حافظ رو میز خجالت کشیدیم  و گفتیم واسه حسن ختام برنامه هم که شده یه دستی به دیوان ببریم؛شاید همگی را وقت،خوش تر آید!

قرار شد بزرگان به نوبت برای هرکسی که سفارش میده ونیتی داره یه صفحه باز کنن و بلند بخونن.البته بزرگان هم رندی حافظ رو سرلوحه کارشون قرار دادن؛به این ترتیب که اگر غزلی که اومده بود معروف و روان نبود،بنا به تشخیص خودشون میگفتن:"آینه آینه"و یه بار دیگه ادسر(!)باز میکردن.....و به همین راحتی بود که تو فال اون بنده ی خدا که سفارش داده بود دست میبردن...چه کسی میدونه؟! شاید همین وسطا یکی مسیر زندگیش با این یه صفحه کلی جابه جا یا حتی تا به تا شده باشه!خوب شد که من یکی نیتی نداشتم!

خلاصه بسی سوتی که در خواندن اشعار به بار اومد که اینجا نمیگم یه وقت بنده خدا ها راضی نباشن خب غیبت میشه!

بعدش که جوِ‌ّ ادب حسابی همه رو فرا گرفت؛یه نوع دیوان پیدا کردن که ورقه ورقه بود و تو هر برگ یک غزل نوشته شده بود.همه دونه به دونه نیت میکردن و بعد از نثار فاتحه ای برای آن نوگل تازه گذشته(!)یه برگه برمیداشتنو میخوندن

اونشب از معدود دفعاتی بود که من کلی حافظ رو آدم حساب  کردم و یهویی دلم خواست تفألی بزنم.اما خدایی تا حالا شده حافظ کسی رو با غزل هاش نا امید کرده باشه و رک باهاش حرف بزنه؟!برای منم فکر کنم چیزی به ذهنش نمیومدو این بود که این قرعه به نام من افتاد:

اگر آن طایر قدسی ز درم باز آید                                  عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید

دارم امّید برین اشك چو باران كه دگر                           برق دولت كه برفت از نظرم بازآید

آنكه تاج سر من خاك كف پایش بود                             از خدا میطلبم تا بسرم باز آید

خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز                          شخصم ار باز نیاید،خبرم باز آید!

گر نثار قدم یار گرامی نكنم                                       گوهر جان به چه كار دگرم باز آید؟!

كوس نو دولتی از بام سعادت بزنم                             گر ببینم كه مه نو سفرم باز آید

مانعش غلغل چنگ است و شكر خواب صبوح              ور نه گر بشنود آه سحرم باز آید!!!             

آرزومند رخ شاه چو  ماهم حافظ                               همتی تا به سلامت به برم باز آید

 

شما هم اگه فال گرفتید و البته اگه دوست داشتید غزلی رو كه براتون اومده اینجا بذارید ما هم مستفیذ شیم!





نوع مطلب : مناسبت ها، دل نوشته، 
برچسب ها : تف به ریا، ولی من بدون تپق خوندما،
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/10/3 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو