درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




از آخرین پستمون بیش از دو سال میگذره ، حقیقتش فکر نمیکنم کسی بیاد یا حتی بخونه این پستا رو ! لیکن به قول شاعر که میفرماد رفتن همه ولی نترس من که هوادار توام،
نشستم از روز اول وبلاگ رو چک کردم، حتی از اون وبلاگ قدیمیه که کلا سه تا نویسنده بودیم!! من سومیش بودم:))
الان هر کی یه جاست و خدا میدونه کجاست:))) همه سرا گرم.........ولی خب خدا حواسش به هممون هست....... راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون! هنوزم مث اون سالا یه وقتایی دلم میخاد بنویسم و زیرش برچسب بزنم #دلنوشته . یا حتی یه جمله ازون فیلسوفانه ها بگم و خودم نفهمم چی شد......
حالا فعلا یه داستان خوشگل بگم براتون تا باقیش باشه بعد:
« فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت  دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از انچه سنگینی سینه توست . گنجشك گفت لانه كوچكی داشتم ، آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم  كجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغض راه بر كلامش بست . سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند . خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند . آنگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود . سپس خدا گفت : چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد »
قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید.
نتیجه اخلاقی: خدا حواسش بهمون هست حتی اگه ما فک کنیم نیست.
پ.ن: دلم برا نوشته ها همه نویسنده ها تنگ شده:/ تروخدا اگه میبینید یه صدایی یه ندایی چیزی:))




نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، بنده، فراموشی، یادآوری،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1397/07/29 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
اول از همه سلام! 
به قول قدیمیا! می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری:-)
خب! دلم میخاد یه بازگشتی داشته باشم (همون پلی بک خودمون) به قدیم تر ها! یادش بخیر! یه زمانی بودش بچه بودیم! حرف هامون همه از سر فکر نکردن! دلهامون همه الکی شاد! نمیدونم شاید اون موقع ها خدا رو بیشتر قبول داشتیم! 


ادامه مطلب


نوع مطلب : موضوع آزاد، دل نوشته، 
برچسب ها : خدا، انسان، دل نوشته،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1395/04/27 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
سلام........
این هفته ها برای همه ی ما مسلمونا، روزها و حتی ساعت ها بسیار غمگین و دردناک میگذره...... خیلی سال پیش تر تو یه همچین شب هایی(البته بنا به روایت اول) مادر همه بچه مسلمون ها حضرت فاطمه(س) مورد اهانت واقع شدند. (خدا از باعث و بانیش نگذره ....)

حالا امروز به احترام مادر همه بچه هیئتی ها زیارتشون رو میذارم توی ادامه مطلب.....باشد که مقبول درگاهشون واقع بشه و این تحفه درویشی رو از ما بپذیرند.

(اللّهمّ صلّ علی فاطمهٔ و أبیها و بعلها و بنیها)


زیارت حضرت فاطمه(س)


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : حضرت فاطمه، زیارت، زیارت نامه،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1393/12/14 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
سلام به همه!!
چه روز های خوب و بدی رو کنار یا دور از هم که نگذروندیم!
بعضیا همش دلمون واسه هم تنگ میشه و بعضی وقتا دور بودن میشه عادت آدما....عادتی که به نظرم تلخ ترین عادت هستش! بودن هیچ کس تو زندگی ما نباید بی ارزش بشه......ینی وقتی کسی ارزش بودنش رو از دست داد دیگه بهتره نباشه....خیلی ها معتقدن که هر کسی بالاخره یه روز همه ی دور و بری هاش عادی میشن براش........
دیشب داشتم به قدیم تر ها فکر میکردم.......به من نوعی....... که چه زندگیی داشتم....آیا دلتنگ دوستام شدم یا خیر؟ متاسفانه دیدم در قبال بسیاری از دوستام رفتار خوبی نداشتم، البته معنی این بدرفتاری هم نمیتونه باشه. صرفا یه حس که کاشکی روزای با هم بودن ادامه دار تر می بود.البته خب مشغله و کار و زندگی هم بخشی از روند زندگی ماست که باعث میشه هم رو کمتر ببینیم. اما انقدر این رو مطرح کردیم که یادمون رفته خیلی چیز ها رو.......برای مثال آقا محسن(بله چاووووووشی!!!!) میگه که : آهای فرصت کم، آهای راه دراز..... بله همه ی فرصت های کمی داریم برای پیمودن راه های بسیار طولانی. این میتونه باعث شه ما از خیلی چیزها یا خیلی کس ها بگذریم و دیگه برنگردیم که نگاهشون کنیم. خب پس چاره چیه؟ 
مطمئنا همه قبول داریم که وجود هیچ کسی ابدی نیست......پس فقط یه راهی هست که به نظر من میرسه......محبت رو برای هر کسی که باهاش ارتباط داریم در حد لازم داشته باشیم. طوری نشه که بعدا بگیم کاش الان بود که فلان کار رو براش میکردم. حالا این یکی، میتونه یکی از عضوهای خانواده باشه، میتونه یه دوست چند ساله باشه، یا حتی یک آدم که برای یک لحظه توی نگارخونه ی زندگی ما عبور می کنه!در کل بحثی که واضحه اینه "نام نیکو گر بماند ز آدمی //به کزو ماند سرای زر نگار" . نذاریم کسی بره بعدش دلمون برای خاطراتش تنگ شه! اینطوری نشه که تا عزیزی از دست نره قدرش رو ندونیم!

پ.ن 1: نتیجه اخلاقی اینه که درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی //جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را!
پ.ن2: میدونم نتیجه اخلاقی به متن بی ربطه!!اما خداییش میتونه یه نتیجه ی مفید اخلاقی برای جامعه باشه
پ.ن3: دوست داشته باشیم و کاری کنیم دوستمون داشته باشن......

در پایان: 

"  به دیدنم که میای برام ستاره بیار/// چراغ اول این شبو تو روشن کن "




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1393/10/11 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خب...........از متولد شدن این پست سه الی چهار سال میگذره! اما حالا که من هستم همه ی این پست ها هم برمیگردن (در واقع نسخه سوم هستش!!نسخه اولش چون ویژگی بد اخلاقی نداشت نشمردیم!
 
شاید بهترین کار تو روز شهادت امام مهربونمون، امام رضا(ع) این باشه که سجایای اخلاقی امروز راجع به صفت ایشون باشه! صفتی که ایشون بهش معروف بود! صفتی به نام رضا! میدونید تو سری قبلی راجع به صبر گفتم اما این سری بحث فقط صبر کردن نیست! خیلی بالاتر ازین حرفاس. اینکه راضی باشید از چیزی ، خیلی فرق داره با اینکه رضایت داشته باشید از هر چیزی که پیش بیاد! خیلی سخته که کل خانوادتو فدای دین کنی و راضی باشی! امام حسین(ع) و حضرت زینب (س) واقعا اسطوره هایی از رضا هستند! درسته که ما همیشه میگیم این عزیزان صبر کردند! اما وقتی قبول داریم که امام حسین (ع) میدونه داره کجا میره و باز هم به رفتن ادامه میده، معنیش این نیست که ایشون صبر کردن، خیلی واضحه که راضین به رضای خدا......چیزی که همه ی ما یادمون رفته! همه ی ما زیاد غر میزنیم و هممون به کمتر از یه همسر مث بوووووووووووووووق( تو وبلاگ خدا مگه جای این اسماس؟؟استغفرالله!!این تسبیح من کو؟؟) و خونه ای مثل قصر و ..... میخان. بعضیام که میدونن دستشون به چیزی بیش از خودشون نمیرسه الکی میگن راضییم به رضای خدا!:) راضی بودن خیلی سخته.....تعداد کمی از ما راضی هستیم........ولی صفت بسیار خوبی هستش! و هر کسی که به رضای خدا راضی هست و میدونه که خدا بد برای بندش نمیخاد رستگاره!!!

  • امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند : به راستی داناترین مردم به خدا راضی تر آنان است به قضا خدا عزوجل. (منبع: اصول کافی جلد 4)

  • ابن سنان از کسی که نامش را برد از امام صادق (علیه السّلام) گوید : به آن حضرت گفتم : چگونه مومن بداند که مومن است ؟ فرمودند : با تسلیم در برابر خدا و رضا بدانچه بر او وارد آید از مایه ی شادی یا خشم.
اما برسیم به صفات بد اخلاقی امروز...........بعضی صفات رو نمیشه بهش گفت رذالت اما خب صفاتی هست که خوب نیست!  اما بعضی صفات جزو رذالت ها محسوب میشن که بحث امروز ما هم راجع به همیناس!!!!رذالتی به نام دروغگویی!
در موردش جملات زیادی گفته شده! دروغهایی هستند که میتونه خانواده ای رو بپاشه به هم
دروغ هایی هستن که میتونن زندگی یه آدم رو به تباهی بکشونن! و همینطور هم دروغ هایی که شاید هیچ کدوم این دو رو انجام ندن اما خب اثر خودشون رو میذارن و این اثرات هیچ وقت خوب نیست...... برای همین دروغ یه رذیلت محسوب میشه! گاها دیده شده که بعضی دروغ ها رو با اسم مصلحتی میگن! اینکه اصلا دروغ مصلحتی داریم یا خیر؟ و اینکه آیا این دسته از دروغ ها صواب هستند ( کار خوب) یا خیر......در حوزه ی بحث امروز ما نیست!!فقط در همین حد از دروغ بگم که دروغ کلید درهای همه ی گناهان هست! و بدونید که هیچ ماهی پشت ابر نمیمونه!
بهترین دروغگوها هم خودشون رو لو میدن! برسیم به حدیث هایی در این مورد:

امام علی (ع):
ایمان، این است كه راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى. (نهج البلاغه، حكمت 458)
امام سجاد (ع):
از دروغ كوچك و بزرگش، جدّى و شوخیش بپرهیزید، زیرا انسان هرگاه در چیز كوچك دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا مى كند.  (تحف العقول، ص 278)
امام علی (ع):
دروغگو با دروغگویى خود سه چیز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقیرآمیز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود.(غررالحكم، ج6، ص480، ح11039)




نوع مطلب : مناسبت ها، موضوع آزاد، دل نوشته، از آسمان، سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1393/10/2 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
سلامی به رنگ هوای پاییزی خنک بیرون......سلامی به زیبایی رنگ نارنجی برگای روی زمین! و سلامی به بزرگی خدای من.....خدای همه ی ما:)
از آخرین باری که نوشتم حدود 2 سال و اندی میگذره! نه اینکه سر نمیزدما!!! سر میزدم......اما خب نمینوشتم! یه طوری بعضی وقتا آدما بخاطر مشغله از خودشون هم دور میشن! اما خب........خدا همیشه هست! به قول معروف هیچ کسی، هیچ وقتی از در خونه ی خدا دست خالی بر نمیگرده(حتی اگر خودش نفهمه)........ البته غر زدن به خدا و این حرفا، الان شده نمک زندگی خیلیامون. خیلیامون هیچ مشکلی هم نداریم اما یه چیز خیلی کوچیک رو میکنیم بت و سالها به پاش میشینیم گریه میکنیم! در حالیکه یه نمای از دور نسبت به زندگی هممون خیلی واضح نشون میده که خوشی زده زیر دلمون! هممون کلی نعمت داریم قدرشونو نمیدونیم! اصلا به فرض هیچی هم نداشته باشیم آیا اینطور نیست که "  أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ  "1 به نظر من که هست. به نظر هممون هم هست! آیا شده به خدا بگیم خدایا مرسی که هستی؟ مرسی که نگاهم میکنی؟ مرسی که حواست بهم هست؟ یا حتی چند بار شده بگیم خدایا بابت نعمتات شکرت؟ خب طبیعتا بجای همه ی این حرفا اگر از خودمون بپرسیم چند بار با خدا دعوا کردیم سر یه حادثه ساده، جواب هممون خیلی خواهد بود! 
حالا اون حادثه می تونه رفتن یه آدم باشه، میتونه به دست نیاوردن یه شغل باشه، یه مریضی یا هر چیز دیگری........
بیاید باور کنیم......خدا تنها دوستیه که تو این دنیا میمونه، همه می رن......انسان ها همواره در حال گذر هستند!با بودن خدا سخت ترین چیزها زیبا میشه! کما اینکه حضرت زینب (س) بعد از اون واقعه مهیب و اون همه اذیت شدن فرمودند: " ما رایت الا جمیلا " و این میشه اوج بندگی........
1. سوره ی زمر آیه ی 36 : آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟
پ.ن1: به زودی با پستای اخلاق خوب و بد برمیگردم!
پ.ن2: کلا اینطوری که من فهمیدم همه رفتن کسی نیست جز هادی:دی جای همه دوستان نویسنده خالی و یادشون گرامی:) هممون الان مهندس شدیم رفته:))یاد باد آن روزگاران یاد باد.
پ.ن3: برای شما برنامه ویژه ای داریم:دی کانون فرهنگی Mydeity:)




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1393/09/26 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()

این روزها نیز به سر خواهد آمد و بهار بار دیگر جایش را با کوران بی رحم زمانه عوض خواهد کرد........

 

 





نوع مطلب : موضوع آزاد، انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1391/02/19 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خیلی وقت بود میخواستم منم یه چیزی بنویسم اما موضوعی نبود و داستانی نبود و کسی نبود که چیزی بگم و بشنوه........
اما امروز بعد از یه هفته فک کنم اومدم اینجا باز و دیدم یه خبراییه جرقش زده شد ببینیم به کجا میرسه:دی
بحث امروز و دیروز نیست گله آدما از خدا اولیش همون بابا آدم خودمون که گفت خدایا برای چی منو فرستادی زمین و گله و شکایت انگار اصن یادش نبود که خدا بات یه عهدی گذاشت.......اون پاش موند و تو نموندی....هر کسی تو زندگیش یه جاهایی حتی خسته میشه از خدا میبره از همه کس و همه چیز فک میکنه به دنیا اومده که مصیبت بکشه هیچی نگه...فقط فکرش اینه حالا به فرضم گفتم کی میشنوه؟اصن خدا حوصله منو نداره و ازین حرفا کفر نیست خود خدام به نیت آدما توجه میکنه خودش دل گرفته همه رو میبینه اما خوب بعضی چیزا هستن هر چی عمیق تر باورشون کنی بیشتر میبینی که هستن یه کتاب هست به اسم روی ماه خداوند را ببوس..نوشته مصطفی مستوره طرف دقیقا حکمش همینه خدا نیست بد بختی هست.......خدا نمیشنوه.......اما خدا میشنوه خیلی نشون داده اگه میخواس نشنوه نمیگف تو دعا کن.اصن احتیاجی بود بیافریندمون؟؟؟این همه زمینی که مفت فرستادمون روش رو به فساد کشیدیم شما حساب کن هر آدمی هر روز 2 تا گناهم بکنه (این آمار برای خودم خیلی بالاتره:دی)حدود 14 میلیارد گناه داریم انجام میدیم روزانه.......اما هنوز بارونو برامون میفرسته و عشقشو بهمون ثابت میکنه خدا جزو چیزاییه که اول باور میشه بعدش اثبات هر چی بیشتر باورش کنی اثباتش برات واضح تر میشه....خدا رو ما فقط تو کعبه کردیم وگرنه خودش هممون میدونیم تو همه جا هست!!!خدا هیچ وقت بشر رو ول نکرده که بفهمیم چقدر بشر بهش محتاجه و داستانه ماهی و دریا که معروفه!!!فقط فرقش اینه که میشه ماهی رو از آب گرفت ولی خدا رو از ما هرگز!!!!نمیدونم شاید همین داستان کربلا خودش یه نشونس به نظر من کربلا تنها چیزی که نداره گریس!!!بیشتر یه حماسس!!برای حماسه کسی گریه نمیکنه!!بازم میگم خدا کسیو ول نمیکنه اما آدما هم خودشونو هم خدا رو میتونن!!!حرف درین مورد زیاده ولی حیف باید رفت شاید وقتی دیگر در پایان یه کوچولو ازون کتاب که گفتم مینویسم باشد که خوش آید:
1)
خداوند برای هر کسی همونقدر وجود داره که او به خدا ایمان داره.این یه رابطه دوطرفس.خداوند بعضیها حتی نمیتونه یک شغل ساده برای مومنش دست و پا کنه یا زکام ساده ای رو بهبود بده چون مومن به چنین خداوندی توقعش از خداوندش ازین مقدار بیشتر نیست
2)
ای پسر عمران هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به او گوش فرا میسپرم که گویا بنده ای جز او ندارم اما شگفتا که بنده ام همه را چنان میخواند که گویی همه خدای اویند جز من!!
پی نوشت: ما با اینکه خدا کاری نکرده انقدر از دستش شاکییم ببینید خدا با این همه کار اوضاش چطوره!!!بمیرم برای دل مهربونت خدا جون:ایکس:|





نوع مطلب : مناسبت ها، موضوع آزاد، از آسمان، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1390/09/14 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
یییییییییییییییییییییییهههههههههههههههههههه!!انگار از بالا اومدم افتادم پایین هولوپی البته نه چیزیم نشده:دی هنوز زندم!!!خوب خدایا شکرت!!!بعد یه مدت که هی میومدم در و دیوار بلاگ رو میدیدم گفتم دیگه نیااااااااااااااام تا سال شروع شه اما سال شروع شد و این مخ مام سرخوش یادش رفت گفته بود میاد امروز داشتم هیستوری فایرفاکس(موجودی عجیب که فقط تو جنوب آفریقا زندگی میکنه)مو چک میکردم اسم وبلاگو دیدم هولوپی افتادم تو کلی پست و اینای جدید سرمون گیج رفت اما خوب هنوز زنده ام !!تا فلان هست داستان باید کرد و این حرفا به هر حال!!!خوب باز آمد بوی ماه مهر و اینها و مخصوصا این دهه اول مهر(2 روز اول که تعطیل+7 روز بعدش) که ما از هر چی میخاستیم مجانی استفاده کردیمم که گفته شد !!!و حتی غذای سلف اما همه این بدیها انصافا در مقابل سرعت 16 mbps که دانلود شده تو سایت دانشگاه به فراموشی سپرده میشه کلا باید + اندیشید و دیگر هیچ!!!!به هر حال بازگشت خودمو به همین در و دیفال تربیک میگیریم!!!!(همون تبریک میگمه:دی) خوب با توجه به نوع وبلاگ مجبوریم یه نکته اخلاقیم بنویسیم که آقا مدیر سایت شوتمون نکنه بیرون(تحویل گرفتنو داشتین؟؟این 4 تا تیر و تخته رو بهش گفتم سایت:دی)
آقا امام کاظم(ع) ببینید چی میفرمایند!!!کوچولو اون ته ساکت شو !!داستان داریمااااااااااااااااا
امام کاظم(ع) میفرمایند:دانشمند را به خاطر دانشش احترام نه و با او ستیزه مكن و نادان را به سبب نادانیش كوچك شمار ، امّا او را از خود مران ، بلكه به خود نزدیك گردان و او را علم بیاموز.
گفتیم حدیثمون ویژگی دانشگاهیم داشته باشه که خوبم باشه:دی
پ.ن 2:کلا به این سایت شهر حدیث برید سایت جالبیه خیلی حال میدهد




نوع مطلب : موضوع آزاد، دل نوشته، سخن بزرگان، مذهبی،كمی تا قسمتی طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1390/07/13 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
با توجه به ایمیل های بیشماری که به ما زدن و تماس های مسئولین(همون یه کامنته رو میگم:سوت)ازین سری یه خصوصیت خوب میگم یه بدش رو ولی کمتر توضیح میدم



ادامه مطلب


نوع مطلب : موضوع آزاد، سخن بزرگان، مذهبی،كمی تا قسمتی طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1390/04/22 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خوب  من خیلی فک کردم چیکار کنم که یه بازگشت الکی نداشته باشم و م از برم به فکرم زد یه طرحی نو در افکنم که مجبور باشم هر چن وخ یه بار یه کاری بکنم هر چقدرم درگیر باشم یاد درس اخلاقم افتادم که هر هفته میومد یه سجایای اخلاقی رو میگفت و بعدشم کلی تعریف میکرد ازش و کلی حدیث و اینا گفتم هفته ای راجع به یه کار خوب بگم و یه تعداد حدیث و خداحافظ البته بعدشم بلافاصله بحث کارای زشت اخلاقیو پیش خواهیم گرفت البته خوب به خوبیه کلاس که نمیشه اما بریم ببینم چی میشه :دی

درس اول تو ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1390/04/8 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
انقد ننوشتم که دیگه دستم رو کیبرد نمیره شاید حتی دیگه هیچی به فکرم نمیرسه تا بنویسم اما خوب باید خواست باید یکم فشار آورد آخه میدونید خدا درسته مهربونه درسته همیشه درهای رحمتش به روی ما بازه اما حکمتش اجازه نمیده که تا ما علاقه ای نشون بدیم بیاد تو فکرمون .گذاشته به عهده خودمون که بریم پیشش گرچه انقدر کار کرده و ما کوریم که شاید نمیبینیم چیزیو اما دلیل نبودنش نیس باید بخوایم که بریم پیشش شاید یه دوخط نوشتنم زمینه ای بشه برای این آشتی .
خوب  به هر حال مهذرت فراوان میطلبم از بچه های وبلاگ که نبودم دیگه (البته خودمونیم خانوم حاجی حسینی دو سه تا پست پیشتر انتقاد کردن و اینا:دی که منم با توجه به انتقاد پذیریه بالام فک می کنم اصن با هادی بودن به من چه:دی)

خلاصه خدای من اومدم بازم گرچه وسط امتحاناس اما خدای من همیشه خدای منه روز و ساعتم نداره این منم که گاهی یادم میره بنده اونم و یکم بی حرمتی میکنم امیدوارم همیشه ببخشه به گلیه خودش,به هر حال کم چیزی نیس که خدای منه,خدای ماس خیلی بخشنده بزرگ و مهربونه.

به هر حال و علی ای حالن :دی اومدم  بگم آهای مردم این همه ندای شادی چرا فقط غمای دنیا رو ببینیم دنیا با زشت و خوبش قبوله ,درسته آفتاب رو ما نمیبینیم ولی آفتاب داره مارو میبینه و در هر صورت ما باید خودمونو درست کنیم شاید فقط یکم باید دلمون بخواد .بخوایم که عوض شیم باید یه فرصت دوباره به خودمون بدیم شاید یه فرصت کم به قول شاعر که میگه
:اگر کمی فرصت باشه آفتاب هنوز زیاد میاد //اگر کمی فقط کمی دلت بخواد دلت بخواد
قبول دارم یه چیزایی هستن که مث خوره (درسته دیگه؟:دی) به جونمون میفتن حالا دغدغه ها متلفن بعضیا مشکلات شخصی بعضیا مشکلات اجتماعو میبینن بعضیام هر جفتشو درسته یه جاهایی غم پا میذاره رو خرخره ماها ولم نمیکنه اما همینجاهاس که خدا کمکون میکنه هر چی اعتمادمون بهش بیشتر باشه شک ندارم که بیشتر حواسش به ماس .شک kندارم که حتی اگه ولش کنیمم باز انقدرا بی معرفت نیس که ولمون کنه و تنهامون بذاره تو این مسیر جاده هرازی(همون پیچ پیچی سابق:دی)  شک ندارم نه دنیای ایده آل بلکه همین دنیای خودمونم خیلی چیزا داره که بهش ببالیم خیلی چیزا داره که میتونه جای سیاهی ها رو بگیره آدم باید هر دوشو ببینه:دی کلا همین دیگه برا شروع امیدوارم کافی باشه خدای من کافیه؟؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1390/03/31 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
هر کسی یه برداشتی از عشق داره!!!از محبت و دوست داشتن ساده بگیرر تا 30000000 کیلو مفاهیم تو در تو که خودشونم نمیفهمن چیه و میگن بعضیا!!!اصلا خدا خودش این عشقو تو ما قرار داد برای خودش تا بفهمیم چقدر دوریم ازش؟؟؟یا گذاشت توی ما تا تو این دنیا عاشق هر چی بشیم جز خدا؟؟؟آه که چقدر فاصله ما از خدا زیاد است و چقدر باید عاشق او باشیم و نیستیم؟؟؟گاهی خسته میشم ازین دنیا که منو تو خودش گرفته و نمیذاره به خدام فک کنم ازین عشقای دو زاری که فقط میخوان اسم مقدس عشق رو خراب کنن ازینایی که هر جا رد میشیم دیدن یه جفت کفتر عاشق عادیه که بر حسب اتفاق  همیشه هم وقتی پلیسا میگیرنشون میشن پسر خاله دختر خاله!!!یا اگر نگیرنشون بعد یه هفته هر کدوم میرن دنبال یه کفتر دیگه یا اینکه باهم ازدواج میکنن میفهمن به درد هم نمیخورن(اشکام درومد بمیرم!!)پس جای خدا تو قلبای آدما کجاس؟؟اینا کی میرسن به خدا فکر کنند؟؟ولی خدا همیشه به همه ما فکر میکنه!!امیدوارم روزی باشه انسان ها عشقشون رو به خدایی که باید عاشقش بود ببخشن و ازین اسم بد نامی ها برای عشق خودداری کنن!!چون خدا تنها کسیه که واقعا و بیشتر از همه حتی پدر و مادر عاشقمونه!!!




نوع مطلب : موضوع آزاد، دل نوشته، 
برچسب ها : خسته شدم ازین دنیا، خدایا منم ببر پیش خودت خواهشا!!،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1390/01/25 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خوب با توجه به اینکه دو سال شناخت من نشون میده اگه به عمید باشه کلا اردوی بلاگ از بین رفته محسوب میشه یه یادآوری میکنم که هر کسی که میخواد بیاد یه تایمی بگه بلکه عمیدم سر غیرت بیاد!!یه کار مثبتی بکنه عمید یه کار سپردیم بهتا!!!
خوب دیگه بقیش با شماها هر کی یه تایم بگه دیگه !!!!من خودم برام 5 شنبه جمعه هفته دیگه عالیه چون این هفته هم دوتا امتحان دارم هم 5شنبه جمعه مهمون داریم!!!چون عید نبودیم همه میان عید دیدنی مبارکی اینا!!




نوع مطلب : مناسبت ها، اطلاع رسانی، 
برچسب ها : عمید بمیریییی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1390/01/16 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خوب عید امسالم داره میرسه از راه اما هنوز گل اصلی نرسیده
شاید که نه حتما ما لیاقتشونو پیدا نکردیم اما به قول مرحوم آقاسی
که یه بیت داره که میگه گناه ما چیه خودت اومدی مارو خاطرخواه کردی رفتی!!!
آری همه با هم تو همین عید بعد از حول حالنا(اگر کسی بیدار بود:دی)از خدا ظهور آقامونو بخوایم که خدا گفته دعا کنید تا استجابت کنم شاید زد و افتخاری دست داد و چشممون روشن شد به جمال آقا کی از فردا خبر داره؟؟خدا رو چه دیدین!!!
خلاصه اینکه عید همه مبارک پیشاپیش!!!امیدوارم چه خونه اید چه مسافرت بسیار خوش بگذره به همتون!!!این شعره هم تقدیم به همتون:

سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد/آواز خوش هزار تقدیم تو باد/گویند که لحظه ایست روییدن عشق/آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد!!!
هر روزتون عید و هر عیدتون پر از عیدی های الهی!!
راستی بازم شانس ما زده ایشالله اگه آقا بطلبن عید بازم میریم مشهد نایب الزیاره همه هستیم!!!




نوع مطلب : مناسبت ها، دل نوشته، 
برچسب ها : عیدتون مبارک!!!،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1389/12/24 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خوب همیشه جالبه من دوتا امامو بیش از همه اماما دوست داشتم !!یکی امام حسین(ع) یکی امام رضا (ع) جای همه شما خالی سه چهار روزی پیش امام هشتم رفته بودیم برای پابوسی نمیدونم ایشالله پذیرفته باشدمون که ما به لطفش محتاجیم
ولی چیزی که الان میخوام بحثشو بکنم حرم امام رضاس!!!منم مث شما عاشق امام رضام اما یه سوال واقعا این همه خرجی که برا حرم میشه درسته؟؟اسلامی که روز اولش با مسجدی شروع شد که یه حصیر روی زمین بود چرا به جایی کشیده شد که تقریبا حرم امام رضا توش بشه یه شهر!!!
من نمیگم نشه ها اشتباه نشه اما میگم این همه بی پول هستن تو جامعه درسته حرم امام رضا اینجوری باشه؟؟خود آقا راضیه به نظرتون؟؟؟مگه اسلام دین سادگی نیس پس کجا رفته این سادگی؟؟
منتظر جواباتون هستم




نوع مطلب : دل نوشته، موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1389/12/10 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
شب امتحانا داشتم درس میخوندم یهو دلم هوس کرد یه نامه ای بنویسم اینجا میذارم همه بخونیم!!شاید حرف دل خیلیا باشه!!
السلام علیک یا حجت بن الحسن شاید الان 1400 سال است که عامه بشر روی ماهه تورا ندیده است !!!ای من به قربان این حیای تو بروم که تو از ما پنهان میشوی با آنکه ما غرق گناهیم اما مگه ما گناهکار ها دل نداریم که یه روز توی عمره چندین و چند سالمون (برا من 20 ساله شما چطور:دی) آقامونو کسی که افتخار خودمون و دینمونه کسی که منتقم خون امام حسینمونه کسی که جهان به خاطر وجودش پابرجاست رو ببینیم؟؟؟نمیدونم شاید اصلا حتی بعضی اوقات وجودتونو حس کنیم و بدونیم که میبینیدمون خیلی از کارها رو دیگه نکنیم اما آقا امان ازین دین سست ما آدما!!!تو زمین راه میریم گناه میکنیم دلمون خوشه استتغفار میکنیم!!!آخر سرم یادمون میره استغفار کنیم اوون دنیا میایم منتظر یه نگاه شما و بقیه امامامون بعدش شما میاید نیگاهمون میکنید میبینید رومون سیاه ازمون میپرسید چه دینی بودین میگیم مسلمون میگی آخه مسلمون که اینطوری نمیشه محض رضا خدا یه گناهو میذاشتی نمیکردی (میدونم انقدی کرم و محبتتون بالاس که به رومون نمیاری اما خوب بالاخره آبرو اسلامم که از سر راه نیمده هر کی اومد بگه مسلمونم!!!)بعد میگفتیم مسلمونم بعدش ما یه نگاه میکنیم یاد امروزمون میفتیم اینجاس که میشه یوم الحسره .فکر میکنیم ما که امثال شما رو داریم چرا بازم راهو گم میکنیم؟؟؟و همینطور مبهوت میبینیم که هیچ چیز برای گفتن نداریم یا امام زمان تو که آبرویی داری پیش خدا اولین دعایی که دارم اینه که تا زنده ایم از خدا بخواه یه جوری کمکمون کنه که کارمون به اونجاها نکشه که حتی وقتی تو اون دنیا میتونیم از دیدن روی مثل ماهتون لذت ببریم بازم مجبور باشیم سرمونو به سمت پایین بگیریم از خجالت دومین خواهشمم اینه که اون دنیا اگه خدایی نکرده زد و اینطوری شدیم ما که غیر از شماها ائمه بزرگمون کسیو نداریم تو رو خدا رومونو زمین ننداز!!!آخه میگن شفاعت شما معصومین خیلی اثر داره!!!البته گفتم که میدونم انقدی کرمتون زیاده که خودتون هوامونو دارین!!!




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/10/23 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
سلام به همه دوستای گلم چند روز بود خیلی دلم  گرفته بود یکی از دوستای گلم که دیگه دس به خیر بودنش گفتن نداره 90% هم میشناسینش عمید گل گفتش کجا بریم بعض شاه عبدالعظیم خلاصه امروز جای همتون خالی با یکی از دوستای گلم رفتیم شاه عبدالعظیم حسنی !!!واقعا نمیدونم چه حسابیه که آدم وقتی اینطور اماکن مذهبی رو میره دلش یه جورایی باز میشه انگار خیلی خالی میشه!!!حالا مستقل از نتیجه و حاجتهایی که خیلی ها همونجاها از خدا گرفتن انگار یه موج ورا مثبتی اونجا هست که خیلی به آدم آرامش میده من خودم تا الان یکی دوبار بیشتر اونم بچگی نرفته بودم شاه عبدالعظیم که خیلی به نظر خودم کار بدی کرده بودم چون تازه فهمیدم آدم هر موقعی که دلش میگیره بره اینجور جاها حالا این یه مورد که دم دست هم هست خیلی هم بهتر!!!خلاصه اینکه خیلی حال داد تازه فهمیدم : ((آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را)) راستی این موج ورامثبتی که ما تو همه جا نمیبینیمش اصلا همه جا هس؟؟؟اگه هست چیه؟؟؟اگه نیس چرا اونجا هس؟؟؟؟چی هست اصلا؟؟ حالا باز من نرفتم اینو هادی باید بگه میگن این حسی که اینجا هس 100 برابرش تو کربلا و مکه هس!!!خلاصه اینکه مستقل از همه این حرفا واقعا توصیه میکنم هر کی دلش گرفت بره اینجور جاها خیلی به من یکی که حال داد هر کی رفت التماس دعا یادش نره!!  !!!! ایشالله همه با هم بریم کربلا ((آمین گو لال نمیره!!!!آقا شما نمیگی ممکنه لال بمیریا!!!آهان خود شما همون پشت!!!الکی خودتو قایم نکن :دی!!
پ.ن:همینجا از عمید تشکر میکنم گفت بهتره اسمشو ننویسم اما دلم نیمد خدایی نگم کی این کار خیر و کرد!!




نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1389/10/8 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
خوب امسالم مث هر سال محرم آمد و داره تند تند از کنار ما رد میشه!!!!امام حسینم تو کربلا مث هر سال یادبود شهادتشونو همه گریه کردیم تو تکیه ها و دسته ها عزاداری کردیم!!!نذری دادیم و خوردیم!!!اما سوال اصلی که هر سال بعد عاشورا من از خودم میپرسم اینه:میلاد تو تو این مدت که گریه میکردی و عزاداری میکردی چقدر خودتو درست کردی!!چقدر ممکنه امروز حداقل یه کار زشتی که تا دیروز انجام میدادیو به خاطر امام حسینی که برای تو و امثال تو شهید شد ترک کنی؟؟؟ا
میپرسم امام حسین یه امامه که شهادتش فقط برات تاسف آوره یا اینکه میفهمی که هدفش ارزشمند تر از شهادتش بود هدفش درست شدن آدما بود اینکه وقتی راهت حقه برو و از کمی یارات نترس اینکه خواهی نشوی رسوا راه درستو برو بیخیال جماعت!!!اینکه دینت خیلی واجب تر از زندگیته!!!اینکه ما همه مسئول به تکلیفیم نه نتیجه!!!!چقدر ماها بعد محرم یاد امام حسین و هدفشو کربلاش میمنونیم؟؟؟چند نفریم که جز عاشورا و تاسوعا و اربعین برای این 72 نفر تو روزای عادی اشک میریزیم !!!اصلا چرا امام حسین خودشو به این راحتی به معرکه ای که میدونس شهید میشه برد اونوقت ما که اسممون شیعس انقدر آبروی امامای گلمون رو میبریم؟؟؟؟؟؟و خیلی چراهای دیگه که برا من هرسال بیجواب میمونه ایشالله شما جوابشو پیدا کنید و بهش عمل کنید !!!
پی نوشت:شرمنده یکم خودمونی شد دلنوشتس دیگه به بزرگی خودتون ببخشید(بابت یه مدت نبودنمم شرمنده مشکله دیگه پیش میاد:دی)




نوع مطلب : مناسبت ها، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/09/27 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()
یه مدتی یه سری مشکلات واسم پیش اومده بود که خیلی  خدا رو اذیت کردم اما میدونم که خدا همیشه هوامو داشته ولی خوب منم انسانم دیگه انسانم از نسی میاد و معنیش میشه فراموش کننده!!!!براستی ما چیو فراموش نکردیم در مورد خدا تو این دنیا؟؟غرغر های دم به دممون سر خدا سر چیه؟؟سر اینکه دوستمون داره سر اینکه میخواد ببینه دوستش داریم یا نه؟؟خدایا چرا ما هر وخ میخوایم دعایی کنیم یادمون میره بگیم خدایا شکرت که دعای قبلیم اجابت شد(یا مثلا اگرم اجابت نشده بود بگیم شکرت که با علم خودت میدونستی این برام بده پس نشد!!)خدایا من خودم 100 بار اومدم خودمو درس کنم بیام طرفت اما چرا هر بار وقت عمل میشه یه جا جا میزنم؟؟؟چرا بهونه میارم؟؟؟خدایا من موندم تو چقدر مهربونی که من این همه بدم و تو هنوز ذره ای از بدی نداری تو وجود پاکت!!!خدایا میگن تو عند همه چیز هستی!!!اما کدوم ما تو رو بخاطر این عند بودنت میخوایم چرا شدی مث کتابای داستان قدیمی تو گنجه ای تا نیازی بهت پیدا کنیم؟؟بعدشم که نیاز پیدا میکنیم از تو اعماقمون میگردیم دنبالت دنبال یه کتاب خاک گرفته !!!خدایا اگر ما همه ضعیفیم واسه اینه که حست نمیکنیم میدونم مشکل از ماست اما تو بیا و بازم مردونگیتو ثابت کن یه بار واسه همیشه این مردونگیو بنداز تو وجودم که به اولین پیمان زندگیم که بندگیته پشت نکنم!!!بیا و کمکم کن به شیطون که تو روم قسم خورد بیچارم میکنه بگم نه!!!!بیا کمک کن دوستیه ما آدما انقدر زیاد شه که هیج کی نتونه بشکونه دوستیه مارو !!!خدایا ما به کمکت احتیاج داریم پس ولمون نکن!!



نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/09/11 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو