درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




...

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
.


اگه آرزوهاشو دوس دارید برید توادامه مطلب بخونید



ادامه مطلب


نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1390/06/17 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()
 
شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت قمربنی هاشم حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.
آیا می دانستید که سالهاست آب روانی در زیر حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (س) جاریست؟
تصاویر: جریان آب در زیر حرم حضرت عباس (س)


به گزارش «خبر آنلاین»، همان آبی که بر فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش بستند، امروز در حرم قمر بنی هاشم، به طرز معجره آسایی نابینا را بینا می کند، بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.
تصاویر: جریان آب در زیر حرم حضرت عباس (س)


شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت عباس علیه السلام است، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشیده و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت. مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند و آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود ... از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.
تصاویر: جریان آب در زیر حرم حضرت عباس (س)


وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت قمربنی هاشم حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.
تصاویر: جریان آب در زیر حرم حضرت عباس (س)


شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کرده‌اند.

وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت آقا تمام می‌شود. هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر ابوالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

گردآوری : پایگاه اینترنتی تالار گفتگوی ایرانیان

www.iran-forum.ir

 

 

 

پینوشت :خودم از صحت قضیه اطلاعی ندارم امیدوارم با نظراتتون راه گشا باشید.مرسیییی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/04/18 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

تو با تمام مهربانیت اخم کردی و خشمگین شدی و مرا از خود راندی...

اکنون سال ها میگذرد،

آری ،سالهاست که طعم سیب سرخ را از یاد برده ام!





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : حیف، فقط، همین، !!!،
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/01/20 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

نمیدونم وقتی داری از سر کار یا کلاس یا خرید عید و...اینا بر میگردی 

توجه کردی که از اون علی آقا سوپری محلتون (سوپری ما اسمش

علی آقاس خب!) تااااااااااااااااااااااااهمسایه طبقه بالاییتون(شاهدم

پایینیتون یا اینوریتون یا اونوریه)دارن خونه تکونی میکنن(یا مث علی

اقا سوپر تکونی!)

این همه ...بافتم که بگم خدام از ژاپن شروع کردن کره زمین

تکونیشون رو یحتمل !!!

فقط خونه تکونی ادما نهایتا خسارت مالی داره یا مثلن چوب پرده

 اتاقتون میره تو حلق نصاب بینوا (اینا طبیعیه دیگه مخصوصن اگه یه

 بچه کوچمو لوی20 -۲۲ ساله داشته باشید به مقدار لازم)

 اما خدا اون وسطا تو ژاپن یه تعدا محدودی مثلن ۷۰۰ - ۸۰۰

نفرچشم بادومی(ولی من فندوقو بیشتر از پسته دوس دارمااااا) رو 

هم تکوندتشون همین  همین آقا(شاهدم خانوم)    

...

ولی آدما تو فقره خونه تکونی مهربون تراز خدانا ! نه؟؟؟؟





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : خجالت، نمیکشی، دم، عیدی، لم، دادی، به، مامانت، کمک، نمیکنی، هان، ؟،
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/12/21 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

دلی که از بی کسی غمگین است،هر کسی را می تواند تحمل کند.هیچ ﮐس بد نیست.
دلی که در بی اویی مانده است،برق هر نگاهی جانش را می خراشد.
اما چه رنجی است لذت را تنها بردن

 و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن

و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!


در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ...

 

دکتر شریعتی





نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها : کویر،
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/12/21 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

اگر برای لحظه ای خداوند فراموش می كرد كه من پیر شده ام و به من كمی دیگر زندگی ارزانی می داشت، شاید تمام آنچه را كه فكر می كنم بازگو نمی كردم ، بلكه تأمل می كردم بر تمام آنچه كه بازگو می كنم.

چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها كه بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می كردم.


كم می خوابیدم. بیشتر رؤیاپردازی می كردم، در حالیكه می دانستم كه هر دقیقه ای كه چشمانمان را می بندیم، 60 ثانیه نور را از دست می دهیم.


به رفتن ادامه می دادم آن هنگام كه دیگران مانع می شوند. بیدار می ماندم آن هنگام كه دیگران می خوابند.

گوش می دادم هنگامی كه دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی شكلاتی لذت می بردم.


اگر خداوند به من كمی زندگی می داد، به سادگی لباس می پوشیدم، صورتم را به سوی خورشید می كردم و روحم را عریان می كردم.

خدای من، اگر قلبی داشتم نفرتم را بر یخ می نوشتم و منتظر طلوع خورشید می شدم. با اشك هایم گل های رز را آب می دادم تا درد خارها و بوسه ی گلبرگهایشان را احساس كنم.


خدای من، اگر كمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد بی آنكه به مردم بگویم كه چقدرعاشق آنم كه عاشقشان باشم. هر مرد و زنی را متقاعد می كردم كه محبوبان منند و همواره عاشق عشق زندگی می كردم.

به كودكان بال می دادم امَا به آنها اجازه می دادم كه خودشان پرواز كنند. به سالخوردگان می آموختم كه مرگ نه در اثر پیری كه در اثر فراموشی فرا می رسد.

آه انسان ها، من این همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام كه هر انسانی می خواهد بر قلَه كوه زندگی كند بی آنكه بداند كه شادی واقعی ، دركِ عظمت كوه است.


من آموخته ام زمانی كه كودكی نوزاد برای اولین بار انگشت پدرش را در مشت ظریفش می گیرد، برای همیشه او را به دام می اندازد.


من یاد گرفته ام كه انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه كند كه باید به او كمك كند تا بر روی پاهایش بایستد.


از شما من جیزهای بسیار آموخته ام كه شاید دیگر استفاده ی زیادی نداشته باشند چرا كه زمانی كه آنها را در این چمدان جای می دهم، باید با تلخ كامی بمیرم...





نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1389/12/4 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

*"ما از وقتی که شهادت را فراموش کردیم و به مقبره داری شهیدان پرداختیم ،مرگ سیاه را به ناچار گردن نهاده ایم"

دیگه ما شیعه علی و حسین وزینب نیستیم بلکه ما تبدیل شدیم به عزادارن همیشگی اینها!

مخاطبان "هل من ناصر ینصرنی؟" امام حسین (ع) در روزعاشورا و  در واقعه ی کربلا صرفا کوفیان دلمرده و حریص العیش نبودن بلکه مخاطب این جمله سوالی، تاریخ  فردای آینده بشریته  و دعوت کننده همه ی کسانی که به شهید وشهادت عزت وحرمت قائلن و درموردش کندوکاو فکری می کنن نه کسانی که برای راه شهید وشهادت اشک میریزن و ضجه می کشن !!!

آره به ما اینطور یاد دادن که "حسین اشک وضجه میخواهد و هیچ پیام دیگری ندارد" و ما فراموش کردیم که بزرگترین معجزه ی شهادت اینه که به رگهای خشک شده ی جامعه ایمان جدید به خویشتن رو تزریق میکنه.

حسین (ع) شهید شد وبا خون شهادت خود بر کتیبه  تاریخ بشریت این گونه نقش زد :

 " کسانی می توانند خوب زندگی کنند که خوب بمیرند.همانا مرگ باعزت بهتر از زندگی با ذلت است"

 

آری حسین(ع) هنر خوب مردن را آموخت و پیامش به همه ی تاریخ بشریت این بود:

 " که اگر دین دارید(دیانت)،پس دیندار باشید و اگر نه (حریت) آزاد باشید به هیچ قیمتی زیر بار ظلم واستکبار گردن کج نکنید"

 

*جلال آل احمد

 

پینوشت: نظرات شما عزیزان تکمیل کننده سیر فکری بنده وچراغی روشن برای یافتن مسیر درست خواهد بود.لازم به یادآوری است که این چند خط صرفا نظر شخصی بنده بود.همین





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1389/11/5 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

نوح، دو روز دیگر نیز کشتی را بر بالای بلندترین تپه شهر نگه

داشت و منتظر به آبها چشم دوخت و وقتی دید خبری

نیست، با عصبانیت فریاد زد:

« بادبانها را بکشید... کشتی حرکت میکند. »

بعد در حالیکه اشکهایش را پاك می کرد چند بار زیر لب تکرار کرد:

«. بچه تخس، بچه کله شق، بچه لج باز »





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1389/10/5 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

 

گفت با کرب و بلا ,کعبه,من از تو برترم
تو بیابانی و من بیت خدای اکبرم
 

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای
من همه خون خدا می جوشد از بام ودرم
 

کعبه گفتا مردو زن بر گرد من دارند طواف
من مطواف مسلمین از کهتر و از مهترم
 

کربلاگفتا چه گویی هر شب آدینه من
میزبان انبیا از اولین تا آخرم
 

کعبه گفتا انبیا بر گرد من گردیده اند
تو کجا و من کجا,تو دیگری من دیگرم
 

کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ایست
آن منم زیرا مزار زاده ی پیغمبرم
 

کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده
این شرافت بس که من خود زادگاه حیدرم
 

کربلا گفتاعلی بوده سه شب مهمان تو
من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم
 

کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار
وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم
 

کربلا گفت این منم در خیمه گاه و قتله گاه
سعی هفتادو دو ثارا... را یاد آورم
 

کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین
سالها و قرن ها جوشد ز دامان کوثرم
 

کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین
زمزم تو آب , من خون خدا را ساغرم
 

ناگهان از حق ندا آمد حرم خاموش باش
تو کجاوکربلا,هر چند هستی محترم
 

هستی تو خلقت تو,از طفیل کربلاست
چند میگوییی که از کربلا بالاترم


 

 

پی نوشت:
السلام علیک یا ابا عبدا...





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/09/20 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی                     باقلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش         عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن               در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم               گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید 





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : السلام علیک یا ابا عبدالله،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/09/19 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()
روزی شیخ شبلی بر خانه بیماری می گذشت. طبیبی را
دید که دیوانه ای راعلاج می کرد.
 
شیخ گفت:ای طبیب شربت گناه داری !؟!

طبیب در جواب عاجز ماند. دیوانه گفت: برو تخم تواضع و برگ پشیمانی و

بیخ نیازمندی در هاون توبه ریز و به دسته ربنا ظلمنا انفسنا بکوب و به آب

ندامت حل کن و در دیگ دل بریز و به آتش محبت بجوشان و به کفچه

موءدت بجنبان و به ذکر سبحان الذی بیالای و در قدح عشق ریز و در سایه

الحمدلله نه و در سحرگه الله اکبر بنوش تا شفا یابی!!!




نوع مطلب : مذهبی،كمی تا قسمتی طنز، 
برچسب ها : حکایت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1389/08/23 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

گاهی در گذرگه زمان حقیقت آنچنان شفاف و روشن برایم نمایان میشود که از زور نورش کورمیشوم!

آری.......اکنون سال هاست که به قصه ی ندیدن خود عادت کرده ام.

من تشنه ی یک تجربه ی ساده هستم به دور از عادت ها!





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : مینا، قربانی،
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/08/22 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

به کوچه باغ دلتنگی های من سری بزن ,هوای خوشی دارد

از سر دیوارهای دلم گل های یاس سر ریز شده اند

در گلدان صبرش ,شمعدانی های سرخ انتظار روییده اند

شب ها در آسمان دلم هزار گل ستاره جوانه می زند

این روزها....حال و هوای دلم ابریست!

دیشب بارن معصومانه ای شیشه ی پنجره ی قلبم را تر کرد

از در ذهنم بیرون آمدم,در فضای کوچه بوی یاس پیچیده بود و در آب

بارانی که گودال های بیقراری کوچه را پر کرده بود,عکس ماه هزار

تکه شده بود...

آری تو از کوچه ی دلتنگی های من عبور کرده بودی و من دیر فهمیدم که آن تکه های ماه تو بودی!

دیر فهمیدم که دیگر از حافظه ی کفش هایت مسیر کوچه ی دلتنگی ام راپاک کردی!

اما من,کوچه باغ دلم را آذین می بندم وهر غروب از پنجره ی قلبم به
ردپاهای تو خیره می شوم و...

دعا میکنم که گم شوی و دوباره در مسیر بیراهه های زمان از کوچه ی دل من سر در بیاوری...





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : مینا، قربانی،
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/07/24 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

من با این دیالوگ از فیلم سینمایی مارمولک خیلی حال میکنم شما رو نیدونم؟

خداوند ا_ند رفاقت , اندمعرفت , اند مرام ,

اند مهربانی و اند بیخیالی ست





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : کمال، تبریزی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/07/15 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

و ثانیه ها چه بیهوده میگذرند در انتظار رسیدن به تو
و انتظار چه حجم سنگینی ست در گنجایش باور ساده ی من...





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها : اللهم، عجل، لولیک، الفرج،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/07/15 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()

با تمــــــام وجود گناه کردم

و

در تکرار آن اصرار!

امــــــا!

نه نعمتش را از من گرفت!

نه گناهانم را فـــــــــــاش کرد!

اگر اطاعــــتش را کنم چه می کند؟؟؟

 

دكتر علی شریعتی





نوع مطلب : سخن بزرگان، 
برچسب ها : سلااااااااااااااام،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1389/07/7 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو