درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




این روزها نیز به سر خواهد آمد و بهار بار دیگر جایش را با کوران بی رحم زمانه عوض خواهد کرد........

 

 





نوع مطلب : موضوع آزاد، انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1391/02/19 :: نویسنده : میلاد اورعی
نظرات ()

تو مشق امشب منی!

آنقدر می نویسمت تا طلوع کنی...





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها : دل نوشته(!!!!!!)،
لینک های مرتبط :


جمعه 1390/03/13 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()

بی تعارف پای هر گریه می نویسم

معنای یك عمر در باران زیستن

به یاد نیاوردن آفتاب است...!





نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها : یا مهدی(عج)،
لینک های مرتبط :


جمعه 1390/02/2 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()

صفحه های تقویم  ورق خورد و ورق خورد تا رسید به آخرین جمعه ی سال  که اونم گذشت ، نیامدی یعنی ما هم اونطوری که باید صدات میکردیم صدا نکردیم  من که حتی یه نصفه ندبه هم نخوندم اونایی هم که خوندن شاید درست نخوندن شایدم خوندن ولی تو عمل گفتن نیا نیا که ما راحتتر گناه کنیم  ولی  میدونم که همیشه حواست به ما هست هوای ما رو پیش خدا داری حتی با این که هر جمعه وقتی نامه یه هفته عملامون رو نگاه میکنی میبینی که بازم عین دفتر نقاشی بچه های شیطون خط خطیو سیاهه ولی میگی  اشکال نداره اگر که من شفاعتشون رو نکنم اون دنیا که هیچی این دنیا هم گرفتار عقوبت الهی میشن خدا هم انقدر مهربونه و تو انقدر مقامت پیش خدا رفیعه که دفتر نقاشیامون رو پاک میکنه و نو ولی بازم ما میامو خرابش میکنیم ما نمیفهمیم آقاجون ولی خودت میدونی که چقدر زمونه بد شده و احتیاج داریم به ظهورت این جمعه هم گذشت و تو نیومدی ولی برامون دعا کن که منتظرای واقعی تو باشیم و از خدا بخواه که ظهورت رو برسونه آقا جون ببخشید دیگه انقدر خوبی که ما اجازه میدیم به خودمون انقدر راحت باهات حرف بزنیم انقدر خوبی که عادت کردیم گناه کنیمو تو شفاعتمون کنی انقدر خوبی که دوست داریم تو برامون دعا کنی اما بیا به حق مادرت بیا و دنیا را نجات بده که غرقیم در  هر چه بدیست بیا و دستمان را بگیر....
اللهم عجل لولیک الفرج
پی نوشت: این جمعه ها که ختم به مختار میشود بدجور دلم طالب دیدار میشود ای منتقم بیا که به عالم خبر دهیم شیعه عزیز است هر که جز اوست خوار میشود....
پی نوشت2: ببخشید اگر قلم خوبی نداشتم.





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/12/27 :: نویسنده : سیدعمید قاسمی
نظرات ()

نمی دانم شاید سلام آشنای غریب!

 

گاهی دلم میخواهد بدانم حالت چگونه است و بشنوم كه از حال من چه حالی داری؟!اما میدانم كه همیشه حال مرا خوب میدانی!

اغلب دلم برایت تنگ میشود،هر لحظه یك بار تنفست میكنم،اگر همیشه هستی پس چرا دل دیوانه ام عاقل نمیشود؟!

ای وحی محض،الهام تمام،ای خود حقیقت،ای سؤال همه ی جواب ها و جواب همه ی سؤال ها!زمستان است و نزدیك ماه به بار نشستن شكوفه های كال درخت نیاز!

چه خوب شد كه امسال آسمان به خاطر دختركی معصوم كه رویاهای عاشقانه اش، برا ی همیشه میان شدت اعتماد به مسافری رهگذر جاماند،مهربانی كرد ونقل های سپید بر سرمان ریخت تا دخترك یك بار هم كه شده بخش كوچكی از آرزوهایش را گل داده ببیند.

بگذریم!امروز باران آمد تا به یاد درس لطیف عصر هفت سالگی پشت پنجره بمانم و منتظر آن مرد باشم،مردی كه خود قول دادی برای رسیدن آرزوهای كال ما هدیه اش كنی!

هرچند جمعه نبود......

راستی چه حكمتی است كه من بیشتر غروب ها دلم برای تو و آن مرد كه در باران می آید تنگ میشود؟!

نه فكر كنی كه خورشیدی نه!خورشید تنها تكه ای كوچك از هنر توست كه شب ها میرود و گل های آفتابگردان را به حال خودشان میگذارد.

جالب است مهتاب هم نیستی،آن هم تكه ای كوچكتر از زیبایی توست كه روزها میرود...

در حقیقت تو و آن مردی كه در هوای ابری دلمان خواهد آمد،هرگز نمیروید كه قرار باشد بیایید...

و...

و باز هم تكلیف جنون دل لیلا گونه ام معلوم نشد...

راستی تازه تر ها فهمیده ام بعضی رفتن ها نوعی ماندن است!!!!

مردی كه در باران چشمان قلب های آشفته ی ما خواهی آمد!تورفتی كه بمانی و ماندی،آنقدر ماندی و به دل های شیدایمان مهر پاشیدی كه ما با تو،بی تو(!)،برای تو مینویسیم!





نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1389/12/22 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()

عصر یك جمعه ی دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم كه چرا عشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟

و هركس كه در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است،به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد كه هنوزم كه هنوز است چرا یوسف گمگشته به كنعان نرسیده است؟

چرا كلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترك خورد

                                            گل زخم،نمك خورد

                                                                                   زمین مرد

زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد

فقط برد

                                  زمین مرد

                                                               زمین مرد

 

خداوند گواه است

دلم چشم به راه است

و در حسرت یك پلك نگاه است

...ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین!

آه خدایا برسد كاش به جایی

برسد كاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه ی دلگیر،وجود تو كنار دل هر بیدل آشفته شود حس،تو كجایی گل نرگس؟؟؟





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/11/15 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()

تو همسفر طلایی خورشیدی

یك باغ پر از ستاره ی امیدی

ای كاش در آن زمان كه میرفتی زود

از غربت انتظارمی پرسیدی







نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها : منتظرت هستیم...،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/11/8 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()
آسمانی از كلام است و كهكشانی از صدا و عشق،ستاره ای كه فراتر از زمان ایستاده است و به خاطرش به زمین نماز می برد آسمان...!



نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/11/1 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()

تقویم را ورق میزنم

                                 شكوفه ای نمیبینم

كدام سال و زمانه لب به تبسم می گشایی؟

كدام لحظه شانه از اندوه تو خالی می كنیم؟!

هنوز كه هنوز است در خواب های ما از ستاره و سوسن خبری نیست...





نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها : چشم دلمان به در سفید شد، كجایی آقا؟،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/08/21 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()

می دانم

به خواب ما نمی آیی

به خواب پروانه

                   اگر آمدی

كمی از سپیده به زمین بگو

ما هیچ!

بال های پروانه چه میشود

و این عصا

كه به دست شعر دادی؟

آقا!

         قرار نبود

                       بی قرارمان كنی...

 





نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها : در، كوچه، پس، كوچه های، انتظار، بی قرار، آمدنت، هستیم، !،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/08/7 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()
 
 
همیشه گله میكردم از اینكه چرا در قعره زمانه به دنیا آمده ام!
گویی متعلق به برهه ای پرت و فراموش شده از زمان هستم!چرا كه سهم من از پیشوای آسمانیه خدا،تنها استشمامه حضورش است!
اما بیشتر كه فكر میكنم میبینم شاید خدای مهربان،ما را از مردمانه قبلی هم،دوست تر داشته!
چرا كه به بهانه ی نداشتنه امامه زمانمان،در یك لحظه و در یك مكان مشخص،هر زمان و هر مكان كه دلمان با او باشد،و به یادش،و محتاج دست گیری اش...
دستمان را میگیرد و یاریمان میكند...
و این چنین میشود لحظه ها را با حضورش زندگی كرد.
همه ی اینها را میدانم و نمیدانم كه چرا توجیهی نمیشوند برای دله گرفته و گلوی پر بغضم،آنگاه كه خورشید جمعه ها غروب میكند...
 
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشک ها به سینه ها رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر ، عصر ، غروب شد نیامدی.........




نوع مطلب : انتظار، دل نوشته، 
برچسب ها : شاید بیایی و من نباشم...،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/07/23 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()
از شنبه درون خود تلنبار شدیم...

تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم...


خیر سرمان منتظر دیداریم؟؟؟!!!...


جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم.........



نوع مطلب : انتظار، مذهبی،كمی تا قسمتی طنز، 
برچسب ها : این روزها همه منتظرند شما چه طور؟؟؟،
لینک های مرتبط :


جمعه 1389/07/23 :: نویسنده : مطهره حاجی حسینی
نظرات ()

و ثانیه ها چه بیهوده میگذرند در انتظار رسیدن به تو
و انتظار چه حجم سنگینی ست در گنجایش باور ساده ی من...





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها : اللهم، عجل، لولیک، الفرج،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/07/15 :: نویسنده : مینا قربانی
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو