درباره وبلاگ


به نام یگانه ی بی همتا
به نام اوكه آسمانها و زمین را آفرید و به تسخیر آدمی درآورد
به نام اوكه آفتاب مهربانی اش به گستره ی فرمانرایی اش می تابد
به نام اوكه....

به نام "خدای من"



مدیر وبلاگ : هادی شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدای من
اینجا ایران است...صدای خدای من




شعر بسیار زیبا و پرمعنی و احساس از شاعر خوشنام،فاضل نظری



 از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشن های زمستانیت کنند

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
تنهابه این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن ازچاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شایدبه خاک مرده ای ارزانیت کنند

یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شایدبهانه ایست که قربانی ات کنند.

 " فاضل نظری "





نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : خدای من، فاضل نظری، آب طلب نکرده، یوسف،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/05/28 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()

ما باد مخالف بودیم

وزیدیم

شهر وزیدو

خون از دیوارها

فوّاره زد

از روزنه ی میخ ها

با سیلی باد

به یاس ها سرایت کردو

ماه

به شکل زخمی زنی

میان چشم های چاه

به آب افتاد

ستاره ها

با سرهای بریده

که زهر می چکید

از گلوگاه شان

به راه افتادند


اندوه زمین را به آسمان پاشیدند

تکثیر شد

در استخوان های زمین ریشه دواند

در سلول های زمان..

قرن ها گذشت و

ما به دنبال ردی از تو

به راه افتادیم

تو را در تاریخ پوسیده ی مورخان

گم کردیم

در جنگ های 72 ملّت

به بیراهه رفتیم

بوی روسری ات را

از تمام بادها سراغ گرفتیم..

وَ در انتها

از راه رفته برگشتیم،

به مردی رسیدیم

که پشت به جهان راه می رفت

با عبای سبزی که

به دور دست خیره بود

به دور دست ها خیره شدیم

به رد انگشتی که تا آسمان کشیده شده بود؛

یک انگشت

تعریفی بیش از یک انگشت ندارد

وَ تو تعریفی

جز "فاطمه" نخواهی داشت...


سیده فاطمه صداقتی نیا





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : خدای من، فاطمیه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1391/02/4 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید،

برگهای سبز بید،

عطر نرگس ، رقص باد،

نغمة شوق پرستوهای شاد،

خلوت گرم کبوترهای مست ...

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،

خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،

خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ،

خوش به حال جام لبریز از شراب،

خوش به حال آفتاب.

ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ

جامة رنگین نمی‌پوشی به کام،

بادة رنگین نمی‌بینی به جام،

نقل و سبزه در میان سفره نیست،

جامت ـ از آن می که می‌باید ـ تهی است،

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب! 

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشة غم را به سنگ؛

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!





نوع مطلب : مناسبت ها، موضوع آزاد، 
برچسب ها : خدای من، نوروز،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1391/01/2 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
سلام

یکی از اتفاقات خوبی که اخیرا برای من افتاد آشنایی با دوست روزنامه نگاری بود که به قول یکی از دوستان اگه از دنیای مطبوعات بگیرنش نصف مطبوعات میخوابه!!!

این دوست نازنین ما آقای عیسی محمدیه که وبلاگ جالب و پر محتوایی داره ،لینک بلاگش رو هم گذاشتم
پیشننهاد میکنم یه سر بزنید،مشتری میشید

دنیای ما روزنامه نگاران 



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1390/10/8 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
سلام دوستان غروب عاشورا ،همزمان با شام غریبان بچه های جمعیت امام علی تو محله ی دروازه غار، یکی از اعتیاد خیزترین محله های تهران راهپیمایی میکنن و ضد اعتیاد شعار میدن.
همزمان با این راهپیمایی از کسانی که میخوان ترک کنن نام نویسی میکنن و برای ترک اعتیادشون ازشون حمایت میکنن
شما هم اگر مایل بودید در این کار نیک شرکت کنید لطفا اطلاع بدید وهمچنین به دیگر دوستان هم اطلاع رسانی کنید

محل تجمع خیابان شوش ،فرهنگسرای خاجوی کرمانی
>امنیت این حرکت توسط پلیس تضمین شده است<




نوع مطلب : اطلاع رسانی، مناسبت ها، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی،
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/09/12 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()

این که آواره ی بیابان است

لعلی از معدن بدخشان است

 

این همان کهکشان زیبایی ست

که چنین پایمال و ویران است

 

این که این گونه بی بها شده است

گوهر تابناک،انسان است

 

این غریب غروب عاطفه ها

کودک بی پناه در خیابان است

 

ما به جایی رسیده ایم اینک

آدم از آدمی گریزان است؟!





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی(ع)،
لینک های مرتبط :


شنبه 1390/02/31 :: نویسنده : سپیده غیوری
نظرات ()
همایش آشنایی با جمعیت امام علی
مکان فلکه چهارم تهرانپارس - بلواروفادار شرقی - دانشگااه شهید عباسپور
09378255228




نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1390/02/25 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()

متن كوتاه و تاثیر گذاریه

پیشنهاد میكنم حتما به اداما مطلب سریزنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1390/02/4 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
به شیطان گفتم: �لعنت بر شیطان�! لبخند زد.

پرسیدم: �چرا می خندی؟�


 

پاسخ داد: �از حماقت تو خنده ام می گیرد�


 

پرسیدم: �مگر چه كرده ام؟�


گفت: �مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام�


 

با تعجب پرسیدم: �پس چرا زمین می خورم؟!�


جواب داد: �نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.�


 

پرسیدم: �پس تو چه كاره ای؟�

پاسخ داد: �هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز�




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :


جمعه 1390/01/12 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
با سلام 
همیاری ماه جعیت امداد دانشجویی - مردمی امام علی (ع) به مناسبت فرارسیدن سال نو، تامین مایحتاج سال نو؛  روز جمعه؛ تاریخ بیست وهفتم اسفند برگزار می شود .
مکان : خبایان شریعتی، خیابان جلفا ، پایین تر از میدان کتابی ،خیابان شهید مجتبایی ، کوچه دایانا پلاک 1 




نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/12/26 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
امیدوارم که پوستر مربوط به طرح هفت سین برکت رو دیده باشید و تاحدودی باهاش آشنا باشین
(اگرنه برید به این سایت)البته تو مطلب قبلیم یه توضیح مختصری دادم.

خبر هم این که برای اجرای بهتر این جشن از همه ی دوستان عزیز که مایل به همکارین دعوت میشه که روز چهارشنبه به آخرین جلسه ی توجیهی وهماهنگی جمعیت امام علی مربوط به این طرح شرکت کنن

مکان وزمان جلسه :
محله ی دروازه غار ، فرهنگسرای خاجوی کرمانی
ساعت 12:30


لازم به ذکره که زمان اجرای خود طرح یکشنبه بیست ونهم اسفند(شب عید) ساعت 18 است




نوع مطلب : موضوع آزاد، مناسبت ها، 
برچسب ها : خدای من، جمعیت امام علی،
لینک های مرتبط : هفت سین برکت،


یکشنبه 1389/12/22 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
                    
سلام به همه ی اونا که وقتی خوشحالی یه بچه رو میبینن دلشون از ته ته غنج میره...

راستیتش خواستم به نوبه ی خودم از همه ی رفقایی که تو اجرای طرح بوی عید(همون عروسک فروشی تو دانشگاه) به ما کمک رسوندن یه تشکر مشتی کنم و دعا کنم هی شادی بچه ها رو ببینن ,هی شادی بچه ها رو ببینن...

چه اونا که تو فروش عروسکا کمک کردن چه اونایی که با خریدن اونا هم قدمی تو شاد کردن بچه ها ی ناز بیمار ورداشتن و هم صاحب عروسکای نفیسی شدن.


یه خبر دیگه هم واسه اونا که اون بالا بهشون سلام کردم این که قراره شب عید با بچه های جمعیت امام علی کنار کودکان محله ی دروازه غار بگذرونیم(طرح هفت سین برکت)
 برای هماهنگی هم قراره یه جلسه ای فردا جمعه ساعت یک ونیم برگزار بشه که ایشاللا شرکت کنین
نشانی :امیرآباد شمالی روبروی کوچه ی 19 ,دانشکده ی فیزیک دانشگاه تهران




نوع مطلب : موضوع آزاد، 
برچسب ها : خدای من، طرح هفت سین برکت،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1389/12/19 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()
شاید مناسب نباشه که این مطلبو تو این وبلاگ بذارم اما یه چیزیه که هرچند وقت یه بار میاد سراغم و خیلی اذیتم میکنه

راستش من بعضی وقتا خیلی از خدا دلم می گیره و یه چند وقتی باهم بهم می زنیم
فکر میکنم اونجوری که خودش گفته به اندازه وسعم بهم سخت نمی گیره بلکه خیلی بیشتر از این حرفا, خواسته های زیادی دارم که هی احساس می کنم دارم ازشون دور میشم به جای اینکه بهشون نزدیک شم

کلا زیاد از زندگی خودم راضی نیستم

اینو تو بلاگ گذاشتم شاید شما بتونید کمکم کنید به یه جواب درست درمون برسم , فقط لطفا جوابای کلیشه ای و شعاریو بیخیال شید که منم مثل خودتون همرو از برم


پی نوشت: الان یه روزه که عمید به سمت دیار عشق رفته وفکر کنم الان دیگه توعراق باشه خب راستشو بخواید شاید بعضیا هم بدونن من عمیدو خیلی اذیت کردم خب اونم کم مارو مورد عنایت قرار نداد!
شاید اون میتونست یه کم حرفای قشنگ بزنه اونم از ته ته دل ساده اش...




نوع مطلب : موضوع آزاد، دل نوشته، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :


شنبه 1389/12/7 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()

این متن دل نوشته ای است در وصف آزادمرد صحنه ی کربلا که به قول خودش بین دوزخ و بهشت مردد بود...

 

 نامش را حر نامیده بودند,آزادمرد.
دلیر مردی پرآوازه بود در شهر کوفه,دژ سرزمینهای اسلامی در مرز ابرقدرتی چون ایران.


از دارالاماره بیرون آمد با یک فرمان از امیر کوفه,"حسین به کوفه نزدیک است راه برکاروانش ببند وبه نزد من بیاورش"

حر مرد نظام بود وبایست از فرمان مافوقش پیروی میکرد...
چاره ای نبود ,پس به راه افتاد اما...

اما ندایی آمد:"ای حر بهشت برتو مژده باد"

به سمت صدا رخ برگرداند اما کسی راندید.
"خدایا به مصاف فرزند پیامبر رفتن و بشارت بهشت!؟"


به سپاه حسین رسید با کاروانی تشنه لب;امام فرمان داد تا سپاهیان حر واسبهایشان را سیراب کنند از آبی که روزی دیگر از خودش دریغش میکردند,شگفتا به روزگار...

هنگامه ی نماز شد,امام از حر پرسید با سپاهیانت نماز میگزاری؟
حر پاسخ داد :خیر, نماز مانیز با شما ست.

پس از نماز امام روبه کوفیان کرد و فرمود:"ای مردم اگر پرهیزگار باشید وحق را برای اهلش بدانید پروردگار از شما راضی تر است"
سپس ادامه داد:"اما اکنون اگر حق مرا نمیشناسید و رایتان برخلاف نامه ها وفرستاده هایی است که برایم فرستادید بازمیگردم"
حر گفت:"به خدایم سوگند من چیزی از از این رسولان ونامه هایی که گفتید نمیدانم"

امام دستور داد خورجینی که انباشته از نامه های کوفیان خائن بود را آوردند
هنگامیکه حر نامه هارا دید روبه حضرت کرد وگفت"من از نویسندگان این نامه ها نیستم وتنها مامورم شما را به نزد امیر ببرم"

حسین که دید چنین است عزم بازگشت کرد اما سپاهیان حر راه پس رانیز بر رویش بستند.

حر دانست جنگ با حسین ,فرزند پیامبر,جدی است;بسیار جدی...

صبح عاشورا به بهانه ی آب دادن مرکبش از سپاه سیاه بیرون آمد وبه نزد نور رهسپار شد.آخر شنیده بود فریاد امام را:

"اما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟ اما من ذابّ یذبّ عن حرم رسول الله؟"

آیا کسی هست به خاطر خدا فریاد رس ما باشد;آیا کسی هست از حرم رسول دفاع کند


به نزد عمر رفته وپرسیده بود آیا به جنگ او برخواسته ای
-آری
-چرا راه بازگشتش را بسته ای؟
-اگر اختیار بدست من بود این چنین نمیکردم اما چه کنم که عبیدالله فقط به قتل او راضیست.


"وای برمن"

پشیمان به خیمه گاه حسین نزدیک شد

"

فدایت شوم!این من بودم كه راه بازگشت را برتو بستم هرگز فكر نمی‌كردم این مردم پیشنهاد تو را نپذیرند و كار را به اینجا بكشانند. به خدا سوگند كه اگر می‌دانستم چنین می‌شود هرگز راهت نمی بستم. اینك پشیمانم و از كرده خویش نزد خداوند توبه می‌كنم. آیا توبه ی چون منی هم پذیرفته است؟

"

امام گفت:آری ای حر,از اسبت فرود آ
-من نخستین کسی بودم که روبرویت ایستادم,میخواهم اولین کسی باشم که درراهت نبرد میکنم
رخصتم میدهی...

پهلوان که اینک به راستی "حر"بود به سمت سپاه کفر رفت وفریاد سرداد:

انی انا الحر و ماوی الضیف اضرب فی اعناقكم بالسیف عن خیر من حل بارض الخیف اضربكم و لا اری من حیف

من حّر هستم که میزبان میهمان هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین ساکن سرزمین بلاحمایت می کنم. می زنم شما را و برمن باکی نیست

حر به همراه زهیر به جنگ با کوفیان پرداختند وهرگاه یکی درمحاصره می افتاد رفیق دیگر از محاصره درش می آورد

اما سپاه دشمنان تمامی نداشت
آخر از اسب به زیر افکنده شد و به شهادت رسید

مولایش به بالینش آمد وگفت:

انت الحر كما سمتك امك و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة

تو آزاده ای همانگونه که مادرت تورا نامید
تو آزادمردی در دنیا و آخرت

این بود معنای بشارت بهشت

 

 

مزار حربن یزید ریاحی در نزدیکی کربلا

 

 

 

 





نوع مطلب : مناسبت ها، دل نوشته، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1389/09/24 :: نویسنده : هادی شجاعی
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic